محمدتقى نورى
161
اشرف التواريخ ( فارسي )
خيرهرويى « 1 » و چيرگى مىنمودند . بيگلر آقا نيز چون راه فرار را بسته و پل اميد را شكسته ديد ، دست از جان شسته از آن درياى بلا غوطهور و به انواع محنت و خون جگر خود را به قلعهء خراب بىآب ديگر كه محاذى همان قلعه بود رسانيده ، محصور گرديد . طايفهء تكّه چون در سال گذشته همين معامله را با امير گونه خان ايلخانى كردند « 2 » و حسين خان سردار « 3 » در نيشابور نشسته بود به علّت زمستان « 4 » ، به اعانت امير گونه خان نپرداخت ، بدان جهت مغلوب گرديده « 5 » ، مساوى دو هزار نفر از صغير و كبير و برنا و پير قلعهء مهين خبوشان ( 101 ) را اسير كرده ، بردند ، به آن اميد به محاصرهء اين « 6 » قلعه پرداخته ، راه آمد و شد را بر محصورين بالمرّه مسدود ساختند . چند نفرى كه از خارج واقف حال و مطلع بر گرفتارى بيگلر آقا « 7 » شده بودند ، در نهايت تعجيل « 8 » خود را به ابيورد رسانيده ، اهالى آنجا را از حال محصورين آگاهانيده . تمام ابيوردى [ ها ] با دل ريش و خاطر خسته اميد به درگاه مسبب الاسباب بستند و در « 9 » همان ساعت آدم روانهء ارض اقدس « 10 » كرده و لطفعلى خان را ازين واقعهء جانكاه آگاه ساختند ، لطفعلى خان سراسيمه و مضطربحال كيفيّت « 11 » را به عرض شهزادهء بىهمال رسانيده و در هنگامى كه پرتو اين خبر سامعهافروز پيشگاه جلال گرديد ، به نوعى آتش قهر آن شهزادهء فريدون « 12 » فر شعلهور گرديد كه بيم آن بود كه جميع دشت از شرارهاش بسوزد . « 13 » از شدت غضب « 14 » دندان به دندان سوده ، لطفعلى خان را در همان لحظه مرخص و تأكيدات منيعه فرموده كه خود را به زودى « 15 » رسانيده ، محصورين را مستظهر و از وصول كوكبهء نصرتپرور آنها را مستبشر سازد « 16 » كه اينك مواكب اقبال از « 17 » عنايت ايزد
--> ( 1 ) . مج : خيرگى . ( 2 ) . مج : در سال قبل با اميرگونه خان ايلخانى همين معامله را كرده . ( 3 ) . مج : « سردار » ندارد . ( 4 ) . مج : شدت زمستان . ( 5 ) . مج : بدان جهت از پيش برده . ( 6 ) . مج : « اين » ندارد . ( 7 ) . مج : احوال بيگلر آقا . ( 8 ) . مج : عنانتاب . ( 9 ) . مج : و سينه خسته به عزاى محصورين نشسته و . ( 10 ) . مج : آدم به ارض اقدس روانه . ( 11 ) . مج : حقيقت . ( 12 ) . مج : سكندر . ( 13 ) . مج : از شراره آن سوخته . [ جاى خالى ] ( 14 ) . مج : و از شدت حرص و نهايت غضب . ( 15 ) . مج : همين ساعت مرخص و مقرر فرمودهاند كه هرچه زودتر خود را . ( 16 ) . مج : كوكبه ظفر شمول نصرتپرور مستبشر ساخته . ( 17 ) . مج : « از » ندارد .