محمدتقى نورى

119

اشرف التواريخ ( فارسي )

جهانگيرى برافراخت « 1 » ، و جهانيان را از بشارت فتح الباب معمورهء ( 45 الف ) جهان « 2 » مبتهج « 3 » و مسرور ساخت . سروش غيبى مضمون اين ابيات را به زمزمهء نواى نيشابور به گوش حقانيّت نيوش شهزادهء با داد و هوش مىرسانيد . شعر « 4 » برخيز كه صبح است و شراب است و من و تو * آواز خروس سحرى خاست « 5 » ز هرسو برخيز كه برخاست « 6 » پياله به يكى پاى * بنشين كه نشسته است صراحى به دو زانو برخيز از آن بيش كه معشوقهء شب را * با صبح بگيرند و ببرند دو گيسو از شيشهء مينا مى « 7 » رنگين خور و بفكن * سنگى تو بر اين شيشهء گردنده مينو خاطر آفتاب مآثر « 8 » آن سرور از ظهور اين فتح بهجت‌اثر قرين ابتهاج و سرور ، و ضمير خورشيد نظير آن « 9 » برگزيدهء حضرت داور از وضوح اين ظفر سعادت سير لبريز شادكامى و حبور گرديده ، « 10 » امرا و خوانين و غازيان نصرت‌آيين « 11 » را به انعام و صلات وافره و احسان و خلاع فاخره ، على قدر مراتبهم « 12 » سرافراز و ممتاز ، و به شكرانهء اين فتح عظمى كه طراز فتوحات آسمانى و ناسخ داستان باستانى تواند بود ، به سعى و اهتمام و ثبات قدم و ايستادگى آن شهزادهء فرخنده سرانجام از وراى پردهء غيب روى داده و ابواب معلقهء دولت به مقلاد نام « 13 » نامى آن حضرت گشاده شد . صدقات بسيار و صلات بىشمار به مستحقين رسانيده طبل

--> ( 1 ) . مج : افق قد برافراخته . ( 2 ) . مج : فتح الباب بلده عالم . ( 3 ) . ملك : مهتج . ( 4 ) . مج : ندارد . ( 5 ) . متن : خواست . ( 6 ) . متن : خواست . ( 7 ) . ملك : مينايى . ( 8 ) . مج : خاطر حقانيت گزين . ( 9 ) . مج : سرور و دل حقيقت آيين آن . ( 10 ) . مج : داور مالامال شادمانى غيرمحصور . ( 11 ) . مج : « نصرت‌آيين » ندارد . ( 12 ) . مج : درجاتهم . ( 13 ) . مج : روى داده و مقاليد دولت به نام .