محمدتقى نورى
84
اشرف التواريخ ( فارسي )
در مقام عذر درآمده ، به بعضى از عذرها « 1 » كه بدتر از گناه بود متمسّك شده ، مهلت را غنيمت دانسته ، به تصور اينكه « 2 » سفر اين سال « 3 » نيز مثل اسفار سنوات سابقه « 4 » طولى نخواهد كشيد ، مستدعى مهلت گرديد « 5 » كه با رؤساى طوايف « 6 » اكراد طريقه كنكاش را مرعى داشته ، بعد از آن « 7 » رهنورد وادى خدمت و فرمانبردارى شود ، چون در خاطر الهام مآثر « 8 » شاهزاده غضنفرفر « 9 » كه مخزن اسرار غيبى و گنجينهء رموز لاريبى است ، رسوخ و تأثير كرد كه آن سفيه وخيم در حال اختيار سالك اين طريق مستقيم نخواهد شد . از آنجا كه حصول اينگونه مطالب موقوف به تسخير بلدهء ارض فيض آثار را بسته به فتح حصار آن معموره فايض الانوار بود « 10 » و پنجهء شوق طواف آستان ملايك مطاف گريبانگير « 11 » مدعا بود ، ديگر به محاصرهء چناران « 12 » و اختتام كار آن شقاوت بنيان « 13 » نپرداخته صباح آنروز « 14 » ماهچهء اعلام نصرت طراز از آنجا « 15 » به سمت ارض اقدس به « 16 » اهتزاز درآمده ، در منزل جنابد ( 65 ) كه تقريبا در سه فرسخى چناران واقع است « 17 » حسب الامر و آلا سراپرده و بارگاه به فلك مهر و ماه افراشته ، شاهزادهء كامكار خود با جمعى از امرا و خواص از عرض راه تشريف به شكار بردند ، عصر آنروز با نيل مرام و « 18 » شكار ( 33 الف ) بسيار نزول اجلال « 19 » را به معسكر نصرت انجام آورده ، در آنروز نيز نقد على خان را از سادهلوحى فكرى به خاطر رسيده و « 20 »
--> ( 1 ) . مج : معاذيرى . ( 2 ) . ملك : « اينكه » ندارد . ( 3 ) . مج : سفر امثال . ( 4 ) . مج : قبل . ( 5 ) . مج : بود . ( 6 ) . مج : « طوايف » ندارد . ( 7 ) . مج : « از آن » ندارد . ( 8 ) . مج : مظاهر . ( 9 ) . ملك : غظنفر فر . ( 10 ) . گنجينه كنوز لاربى بود رسوخ تمام يافته بود كه آن سفيد و خيم عبث سالك طريق مستقيم نخواهد شد و مقصود اصلى و غرض كلى تسخير حصار ارض فيض آثار و اصل مطلب فتح بلدهء مشهد فايض الانوار . ( 11 ) . مج : نيز گريبانگير . ( 12 ) . مج : « چناران » ندارد . ( 13 ) . مج : فرجام . ( 14 ) . مج : « آنروز » ندارد . ( 15 ) . مج : « از آنجا » ندارد . ( 16 ) . مج : در . ( 17 ) . مج : جنابد كه فاصله آن تا چناران سه فرسخ بيش نيست و در آنجا . ( 18 ) . مج : حسب الامر الوالا بارگاه بر سر پا نموده ، در عرض راه با فوجى از خواص و امرا تشريف به شكار برده عصرى با نيل مرام با . ( 19 ) . ملك : « اجلال » ندارد . ( 20 ) . مج : كه .