محمدتقى نورى
80
اشرف التواريخ ( فارسي )
چنان شد كه هيچيك از كهنسالان روزگار نديده و نشنيده بودند . « 1 » گويا در سفر اول شهزاده بىمثل و بدل آسمان را امتحانى به خاطر رسيده بود ، اما ازين غافل كه سدّ سديد البرز را از وزيدن صرصر شديد و قلّهء قاف پابرجا را از تحريك نسيم سحرى چه اثر است . « 2 » الحاصل آنچه آمد گذشت و افواج مأمورين هم متعاقب « 3 » داخل معسكر ظفرقرين شده ، پرچم علم اژدهاپيكر از دامغان به سمت بسطام و از آنجا به جاجرم « 4 » نهضت پيرا گرديده ، در منازل « 5 » و قصبات معارفين آن محل و مقام ملزومات خدمت و اخلاص « 6 » را كما تحّب و ترضى به انجام رسانيده مورد نوازشات شايان و انعامات « 7 » بىپايان شدند . در منزل سنخواست « 8 » ( 62 ) من اعمال اسفراين عرايض سردار و خوانين و سركردگان اخلاص شعار ركابى و خراسانى به قوايم سرير معدلت مبانى رسيد « 9 » كه نقد على خان زعفرانلو اظهار طغيان و عصيان در قلعهء چناران نموده ، آنجا را مأمن « 10 » و در به روى لشكر منصور بسته و « 11 » در مقام مدافعه و مجادله « 12 » نشسته است ، مجمل احوال « 13 » آن خسران مآل به نوعى است كه در حين حيات ممش خان زعفرانلو نظر به عداوت و نقاضى كه در ميان جهّال ما بين برادرزاده و عمّ و خال شيوعى دارد ، « 14 » نقد على خان كه برادرزادهء ممش خان مىباشد « 15 » به جهت حسب جاه يا « 16 » اخلاص به اين دولت جاويد اكتناه « 17 » از ممش خان روگردان و متوسل به حبل المتين « 18 » اعتصام اين شوكت
--> ( 1 ) . مج : نشنيدهاند . ( 2 ) . مج : از « گويا در سفر . . . » تا اينجا خط خورده . در حاشيه آمده است : از خواص چشمه آنجا بود كه به ريختن قاذورات هوا را منقلب كردند و كار به تجربه رسيد . ( 3 ) . مج : متعاقب هم . ( 4 ) . مج : بسطام شقهگشا و از بسطام به صوب جاجرم . ( 5 ) . مج : در هرمنازل . ( 6 ) . مقام لوازم ملزومات و خدمات را . ( 7 ) . مج : انعام . ( 8 ) . ملك : سنخواص . ( همهجا ) ( 9 ) . مج : رسيده . ( 10 ) . مج : رسيده . ( 11 ) . ملك : « و » ندارد . ( 12 ) . مج : مناقشه . ( 13 ) . مج : حال . ( 14 ) . مج : زعفرانلو چون لازم و ملزوم است كه هميشه ميان عم و برادرزاده و خال و بنى اعمام غبار نقار مرتفع و آتش كينه ملتهب باشد . ( 15 ) . مج : برادرزاده آن شقاوتنشان محسوب مىشود . ( 16 ) . مج : و يا . ( 17 ) . مج : دولت قوى دستگاه . ( 18 ) . مج : « المتين » ندارد .