محمدتقى نورى
79
اشرف التواريخ ( فارسي )
ذكر تحريك اعلام آسمان خرام شهزاده جم احتشام از بلدهء سمنان به سمت خراسان به عنايت ملك علّام على الصباح كه والى ممالك شرق از صحن سراى افق بر ابلق روز سوار شده « 1 » و عالم را از اشعهء تابان « 2 » نورانى ساخت ، شهزادهء سياوشوش از سراپردهء سپهر مثال بيرون خراميده و كيخسرو و روش بر رخش سعادت سوار و الويهء ظفرپرور را به جانب منزل قوشه به حركت درآوردند . « 3 » در آن منزل چون اكثرى از غازيان متعاقب رسيدند « 4 » ، سحر جمعى از نسقچيان يساولان شديد العمل را روانهء دامغان و آن حد و ثغور فرمودند كه در عبور لشكر آفت و اذيّتى به زراعت و سكنهء آن بوم و بر نرسد و در محافظت غلّات و محصولات رعايا ، كما ينبغى اهتمام را مرعى دارند ، مأمورين ، حسب الامر و الا ، پيش از حركت الويهء ظفرپيرا روانهء آن محل و سكنهء آنجا را از نزول و عبور مواكب عليّه مطمئن ساخته اهالى آن سرزمين تمامى به ضوابط و شرايط جانفشانى و مراسم خدمتگزارى را به عمل آورده ، مورد نوازش و تحسين شهزادهء با داد و دين شدند . « 5 » چون از عساكر مأمورين ركاب ظفرقرين دستهجات قليچى « 6 » ( 61 ) و افغان كه سكنهء مازندران بودند مىبايست ( 31 الف ) در دامغان شرفياب ركاب نصرت بنيان بشوند ، بنابراين دو روز در آنجا توقف [ كردند ] . از اتّفاقات ، چنان باران تندى آمد « 7 » كه خيمه و خرگاهى كه در بيرون شهر در فضاى صحرا زده بودند ، تمامى بر روى آب افتاده ، باد و صاعقه
--> ( 1 ) . ملك : « شده » ندارد . ( 2 ) . مج : انوار . ( 3 ) . مج : سياوشوش كيخسرو منش چون آفتاب عالمتاب از سراپرده بيرون خراميده سوار رخش سعادت شده تحريك الويه ظفرپيرا به منزل قوشه شده و . ( 4 ) . مج : رسيده بودند . ( 5 ) . مج : يساولان را روانهء دامغان و آن حدود و ثغور فرمودهاند كه از عبور لشكر آفتى به زراعت و مردم آن بوم و بر رسيده به محافظت و محارست غلّه و ساير محصول رعيت لازمهء اهتمام را كماينبغى به ظهور رسانند . مأمورين حسب الامر الوالا پيش از حركت اعلام ظفرانتما روانهء آن ولا و سكنه آنجا را مطمئن از عبور مواكب نصرتپيرا نموده ، اهالى آن سرزمين همهجا به ضابطه شرايط جانفشانى و مراسم خدمتگزارى به عمل آورده مورد تحسين شهزاده با داد و دين شدهاند . ( 6 ) . ملك : « قليچى » ندارد . ( 7 ) . مج : آمده بود .