محمدتقى نورى
66
اشرف التواريخ ( فارسي )
شاهرخ ميرزاى افشار و از « 1 » عقوبات منتسبان دولت عليّه به رؤساى آن خاندان « 2 » خذلان شعار ، و ديگر « 3 » گروگان خواستن و بردن « 4 » كوچهاى اعاظم آن ديار را « 5 » به سمت عراق ، متوهّم گرديده « 6 » ، چشمهاى آن خودرايان سخت ترسيده ، بناى خودسرى گذاشتند ، به نوعى كه درين مدّت هركس كه قلعه و حصارى داشت در آنجا متمكّن و به قدرى كه مىتوانست در تهيّهء خوددارى و انضباط قلعه مساعى بليغه به ظهور مىرسانيدند و همهساله آن طايفهء بىعاقبت مردود به اين طريق ابواب صلاح و فلاح را بر چهرهء خويشتن مسدود داشتند و مادامى كه موكب همايون شاهنشاهى به جهت دفع مواد فساد به آن صفحات نزول مىفرمود ، هريك در قلعهء خود حصارى و مشغول خوددارى مىبودند « 7 » و وضيع و شريف به زاويهء خمول خزيده ، نظر به توهّمات سياست و سوءرفتار « 8 » سابقه ، در به روى لشكر منصور بسته و سررشتهء كار خود را گسسته ، بعضى استمداد و اميدوارى « 9 » توره تركمانيه ( 48 ) و برخى به استظهار و « 10 » اعانت جماعت افغانيه نشسته و هرساله اين تمنّا را از « 11 » دولت كابل شاهى و توره جانى مىنمودند و از سطوت قهر جانسوز « 12 » خديو عالمگير آنها را ياراى دم زدن و مجال نفس برآوردن در اقدام اين امر محال نبود . « 13 » از آن جمله ، رأس رئيس ارباب شقاق و قدوهء اصحاب نفاق سرگرد [ ان ] « 14 » وادى ادبار ، نادر ميرزاى افشار ، كه از بيم تيغ آتشفشان خاقان جنّتمكان باديهپيماى وادى فرار و دربهدر كوچه و برزن كابل و قندهار بود . بعد از
--> ( 1 ) . مج : چه از . ( 2 ) . مج : طايفه . ( 3 ) . مج : ثانى . ( 4 ) . مج : حركت دادن . ( 5 ) . مج : « را » ندارد . ( 6 ) . مج : شده . ( 7 ) . مج : سخت ترسيده بود به نوعى كه درين مدت هركس كه مىتوانست خود را نگهدارى نمايد ، قلعهجات خود را مضبوط و راه صلاح و فلاح را بر چهره امانى و آمال خويشتن مسدود نموده ، به قلعهدارى مشغول و مادامى كه نزول موكب عالم شمول در صفحات خراسان بود ، هريك از . ( 8 ) . مج : « سوء رفتار » ندارد . ( 9 ) . مج : بعضى به اميد دولت . ( 10 ) . مج : « و » ندارد . ( 11 ) . مج : همهساله استمداد مدد و كمك [ متن : كوچك ] از جانب محال طلب . ( 12 ) . مج : جهانسوز . ( 13 ) . ملك : « نبود » ندارد . ( 14 ) . مج : بيابانى .