محمدتقى نورى

67

اشرف التواريخ ( فارسي )

قضيّهء خاقان خلدآشيان ، معاودت « 1 » به ارض فيض بنيان نموده ، جمعى از افاغنه و فوجى از اوزبك و تركمانيهء دشت را با خود متّفق و درين اوقات آنها را به طمع اموال و اسراى « 2 » و انفس فقراى ارض مينونشان نگاه‌داشته ، چون از طريقهء امور جهاندارى عارى و از شيوهء رعيت‌پرورى و آدميت برى بود ، از عهدهء ضبط آن مشت فرومايه نتوانست بيرون آمدن « 3 » ، لهذا هميشه مضطر و بىاختيار بود و آن بىدينان كه مخالف دين و مذهب و شريعت « 4 » شريف نبوى و ملت حنيف اثناعشرى « 5 » بودند ، فرصت ( 26 ب ) غنيمت دانسته ، در اصل بلدهء مقدسه مسلمانان را به تعدّى گرفته « 6 » ، بيع و شرى مىنمودند و آن خاكسار از راه اضطرار و يا از بىحميتى و بىعارى در مقام منع درنيامده ، دفع شرّ اشرار نمىكرد و ضعفاى ارض اقدس كه همگى خدام روضهء ملايك مقام امام همام ، على ابن موسى الرضا - عليه السلام - محسوب مىشدند مالك مال و نفس « 7 » خود نبودند و آن فقرا را كار به جان و كارد به استخوان رسيده و راه چاره از شش جهت مسدود بود . به علاوه آن وخيم العاقبه از وخامت عاقبت نينديشيده دست بىادبى را به اموال و اثاثهء سركار فيض آثار دراز كرده ، اسباب مرصّع و طلا آلات و ساير ، از قبيل قناديل آفتاب تمثيل و درب مكلّل به جواهر و شمعدان و پيه‌سوز و قالى ، كه از آن جمله هفت چيز از مذكورات هريك به قيمت هفت هزار تومان بوده است ، برداشته به مصارف خود رسانيده بود ، ازين سوء ادب و بىاحترامى به آن سركار فيض آثار و ارتكاب به اين فعل شنيع ، مطعون جميع اهل مذاهب شده ، عامّه و خاصّه بل كفرهء روس و فرنگ بر آن بىنام و ننگ لعنت مىكردند . « 8 »

--> ( 1 ) . مج : عود . ( 2 ) . مج : « و اسراى » ندارد . ( 3 ) . مج : بيايد . ( 4 ) . مج : شرع شريف . ( 5 ) . مج : نبوى مذهب حنيف شيعه اثناعشرى . ( 6 ) . مج : غنيمت كرده ، در اصل شهر مسلمانان را به تعدى و قهر گرفته . ( 7 ) . مج : نفس و مال . ( 8 ) . مج : دراز كرده ، دانه‌هاى [ متن : دانهاى ] قيمتى و اسباب ثمين كه در سركار موجود بود ، حتّى قناديل طلا و سرطوق مبارك و درب مرصع و شمعدان و پيه‌سوز و قالى و ساير اثاثه گرانبها كه از آن جمله هفت چيز هفت هزار تومانى را به ناحق متصرف شده به مصرف رسانيده بود و سوى ادب و بىحيايى را به جايى رسانيد كه مطعون جميع مذاهب شده ، شيعه و سنى و كفره روس و فرنگ بر آن بىنام و ننگ لعنت مىكردند .