ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
79
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
دادهاند . اين خبرها به نوع ديگرى نيز شايع بود مىگفتند كه كشتى انگليسى به بهانهء تصفيه حساب به باسعيدو رفته ( و با رسيدن آن به باسعيدو ) سيد احمدخان هم همزمان حمله خواهد كرد . حقيقت اين شايعه كه به نظر بسيارى از مردم باور كردنى نيست ، هر چه باشد ، و نيز حقيقت بسيارى از موضوعات مشكوك ديگر را گذشت زمان روشن خواهد كرد . ( پشت برگ 3493 ) . به عنوان يك خبر موثق گفته مىشد كه هزار و پانصد مرد تازى از سوى شيخ راشد و ديگر شيوخ به يارى افغانانى كه دربند على اردو زده بودند آمدهاند . افغانان پنجهزار مرد به يارى خواسته بودند . شنبه 13 . فرستادهء رازدارى از سوى ميرزا زاهد على پنهانى به نزد رئيس آمد با اين پيام كه : « آيا جناب رئيس شركت هلند مىتواند به اين دوست پناه دهد و مرا پنهانى به خانهء شركت برد . آيا مىتوانم خاطر جمع باشم كه پناهگاه و حفاظى خواهم يافت . چون شما امكانات كافى براى انجام دادن اين كمك داريد و جز آن » . رئيس پاسخ داد كه : « من نه مىتوانم نه مجاز هستم كه چنين كارى را انجام دهم سيد احمد خان پيشترها سخت در انديشهء آن بوده كه بهانهاى براى حمله به ما به دست آورد و اگر ما اين كار را بكنيم آن بهانه يا شمشير را به دست او دادهايم زيرا او ما را دستيار شما خواهد شمرد . اما اگر ناچار به جنگ با سيد احمدخان شديم با آغوش باز اين درخواست را با پنهان كردنتان در خانه يا كشتى شركت انجام خواهيم داد . » فرستادهء رازدار زاهد على چون اين پاسخ را بشنيد سخت خرسند و شادمانه بازگشت . تخريب مقبرههاى هلنديان توسط آدمهاى سيداحمدخان بسرعت ادامه يافت ، تاكنون برخى از آنها ( 3494 ) از بيخ و بن ويران شده و بهترين و جديدترين آنها را نيز اندك اندك ويران مىكنند . رئيس شركت باز خشماگين چه شفاها چه با فرستادن نامه به روستاى ايسين براى مير مهر على از اين كار شكايت نمود و نيز درخواستى را كه براى دريافت كشتىها داده بود پس گرفت تا دربارهء اين هر دو درخواست تصميمى قطعى گرفته