ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
65
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
مىكنيد لازم است انجام دهيد و گذشته از اينها در حضور من بكوشيد كه نظم و وقار و شكوه را در برابر خان حفظ كنيد يعنى اندك سخن و پركار باشيد يا دست كم چنان نمائيد كه همهء اين كارها با حداقل سر و صدا و گفتار انجام شده است . در جايگاه شركت هلند . 23 نوامبر 1727 امضاء : پيتر اتلام . به مقامات كشتى اسغر اولاند خبر رسيد كه خان اكنون نمىتواند از كشتى ديدار كند و اين كار را در زمان ديگرى در آينده بىدرنگ پس از آگاهى دادن به رئيس شركت هلند ، انجام خواهد داد ناظر او نيز با دو پيام از سوى خان نزد رئيس شركت هلند آمد اين پيامها بيانگر بزدلى و هراس خان بود . پيام نخست اين كه : « آيا مدير شركت قول مىدهد كه اگر افغانان حمله كردند به من كمك كند يا كارى به نفع من انجام دهد ؟ » جناب رئيس در پاسخ گفت : « من به جناب خان اطمينان كامل مىدهم كه قصدى جز دفاع از شركت هلند ، دارائى و اموال آن ندارم من تا آنجا كه امكان داشته باشد بى طرف خواهم ماند . » پيام دوم اين كه : « آيا جناب رئيس شركت هلند آمادگى دارد كه اگر من آنقدر ناتوان شوم كه نتوانم در برابر افغانان پايدارى نمايم و ناگزير بخواهم به هرمز يا جاى امن ديگرى عقب نشينى كنم كشتى شركت را به من وام دهد . قول مىدهم كه هزينهء كشتى و مواجب كاركنانش را در آن مدت بپردازم » رئيس شركت در پاسخ اين پيام گفت : « موضوع كوچك هزينهء كشتى و كاركنانش مسألهاى نيست ، و پرداخت اين هزينه توسط خان موضوع مهمى نيست ( پشت برگ 3482 ) اما عاريه دادن كشتى شركت هلند موضوع ديگرى است كه من اصلا در انجام دادن آن اختيارى ندارم و نيز آنقدرها تهور ندارم كه حداكثر خشم رئيسان خود را با عاريه دادن آن تحمل كنم . هر كار ديگرى را حاضرم در خدمت خان انجام دهم و جز آن . » ناظر خان پس از بگومگوهاى بىپايان به خود اجازه داد كه متقاعد شود و دوباره بازگشت . امشب در روستاى سورو « 34 » ( كه در كمتر از يكساعت راه در باختر اين شهر
--> ( 34 ) - Zourou