ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
66
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
است ) آتش سوزى عظيمى پديد گشت چنان كه هر كسى مىپنداشت كه از اين روستاى سوزان چيزى بر جاى نخواهد ماند . مطلع شديم كه اين كار به دستور خان انجام گرفته تا پناهگاهى براى دشمنان پيشتاز بر جاى نماند يا مىخواهد در هنگام نياز آن را به ميدان جنگ تبديل كند . دوشنبه 24 ، درخواست ديروز خان امروز هم با پافشارى بسيار زياد تكرار شد . رئيس شركت دوباره تأكيد كرد كه در انجام دادن آن و جز آن اختيارى ندارد . آنگاه نمايندهء خان شروع كرد به تغيير لحن و با پافشارى بسيار به بحث دربارهء موضوع ديگر پرداخت مىخواست بداند كه آيا رئيس شركت براى مخدومش خدمتى مهم انجام خواهد داد ، يعنى به او اجازه مىدهد كه در كشتىهاى شركت نشسته به سوى مقصد خود رود . رئيس شركت در پاسخ گفت : من از انجام چنين خدمت كوچكى به خان كوتاهى ننموده با شادمانى اين كار را خواهم كرد ( 3483 ) و اگر دست و بال من كمتر بسته بود و محدوديت كمترى در اين باره داشتم مىتوانستم صميميت و دوستى خود را به نحو بارزترى نشان دهم . اما آنقدر گذشت دارم كه از كسى كه زير فرمان من نيست تقاضاى انجام اين كار را بكنم و از اين مهمتر اگر آزاد بودم كه بتوانم به دلخواه از اين كشتىها استفاده كنم آنگاه كشتىها در خدمت خان مىبود . » نمايندهء خان - هر چند ناخشنود - با اين پاسخ به نزد خان بازگشت در ضمن جناب رئيس شركت دستور داد كه همهء كشتىهاى حامل پرچم شركت هلند پس از تخليهء بار براى تهيهء آب و هيزم يا چيز ديگر بازگردند و در ساحل نمانند . اندكى بعد خان سواره در گرداگرد شهر به گردش پرداخت اما اين بار شكوه و جلال كمترى داشت . هنگام عبور از پشت جايگاه شركت هلند بيست و يك تير توپ به احترام او شليك شد . گفته شد كه در پى يافتن ميدان جنگ مناسبى است تا در آنجا با دشمنان خود به نبرد پردازد . به نظر مىرسيد كه تنها هدف خان دفاع سرسختانه از شهر است ( پشت برگ 3483 ) بنابراين با اقدامات احتياطى همهء كدخدايان و كوتوالان روستاها و قلعههاى پيرامون شهر را با مردان جنگى آنها به طور گروهى در جانب شمال خاورى شهر