ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
34
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
آنان پرسيد : چرا نوبت نمىزنيد ؟ آنان پاسخ دادند : چون ديگر در شهر حاكمى نيست ما اجازهء نوبت زدن نداريم ! . فان لايپزيگ گفت : من مىگويم نوبت بزنيد و گرنه خود از ديوار بالا مىآيم و نوبت مىزنم ! آنگاه طبالان نقارهخانه مشغول نواختن شدند و احتمالا همين كار جان اروپائيان را نجات داد . زيرا كه اشرف در حال گريز از شهر به صد تن از سپاهيانش دستور داده بود كه به شهر بازگشته همهء اروپائيان را قتل عام كنند . اين سواران به پل امام وردىخان رسيده بودند كه صداى طبلهاى نقارهخانه به هوا برخاست و اينان كه پنداشتند سپاهيان طهماسب قلى به شهر آمدهاند بىدرنگ عنان برتافته از شهر گريختند . اروپائيان همچنان برهنه تن به محل نمايندگى انگليس كه در همان نزديكىهاى كاروانسراى جده بود رفتند در حالى كه هلندىها همان روز به خانهء خود در جلفا رفتند . اسخارور نوشت : سراسر شهر ويران شده چون افغانان در دل شب بازارها را آتش زدند و هر چه را كه نسوخته بود تاراج كردند . نزديكىهاى غروب روز پانزدهم نوامبر برخى از مقامات طهماسب ميرزا به - پشت دروازههاى بستهء اصفهان رسيدند . اينان عبارت بودند از ميرزا تقىخان شيرازى منشى الممالك ، نايب ، ناظر بيوتات ، و پسر ميرزا باقر كه در زمان حكومت شاه سلطان حسين مقام وقايع نويس را داشت و يكى از دوستان وفادار كمپانى هلند بود . روز شانزدهم نوامبر هلنديان به ديدن ميرزا تقى شيرازى رفتند و او با خوشروئى آنها را پذيرفت همانروز كاركنان كمپانىهاى هلند و انگليس براى اداى احترام به پيشگاه سردار طهماسب قلىخان كه از گرد راه به اصفهان رسيده و در خانهاى كوچك در محلهء عباسآباد سكونت جسته بود ، رفتند .