ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

27

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

و نزديك هلنديان نشاند . هلنديان و انگليسيان در كنار يكديگر نشستند بى آنكه با هم سخنى بگويند تا اينكه شاه بر جايگاه خود نشست . آنگاه از اروپائيان خواسته شد كه همزمان در برابر شاه حاضر شوند . اما هلنديان را پيشاپيش همهء اروپائيان بردند . آنها پس از كرنش در برابر شاه به جايگاه ديرين خود بازگشتند . هلندىها در كنار اعتماد الدوله ، انگليسيان در كنار قورچى باشى درست در مقابل يكديگر قرار داشتند . آن‌گاه اعتماد الدوله كه رويهمرفته خيلى از هلنديان گرفته بود بر پاى خاست و چيزى به شاه گفت كه هلنديان درنيافتند . اما از حركاتش چنين استنباط كردند كه سخنش به نفع انگليسيان بوده است زيرا كه اندكى بعد اعتماد الدوله به ايشك آغاسى دستور داد كه انگليسيان را آماده كند . و باز آنها را به حضور شاه برد . نخست انگليسيان را برد و بعد هلنديان را . شاه اشرف تنها چند كلمه‌اى با اسخارور گفتگو كرد وى گفت : تاكنون دربارهء اروپائيان مقيم كشور اطلاعى نداشتم اما پس از بازگشت زبردست خان دربارهء اروپائيان آگاهىهايى يافته‌ام اينست كه به او دستور داده‌ام به بندرعباس نامه بنويسد كه اروپائيان بايد مانند روزگاران پيشين به بازرگانى بپردازند . اگر هلنديان درخواست معمولى داشته باشند بايد به اعتماد الدوله كه زير نظر من كار مىكند بگويند . شاه عين همين سخنان را به انگليسيان - كه اعتماد الدوله بى آنكه مقدار زيادى آنها را بدوشد نمىگذاشت بروند - گفت . آن‌گاه اعتمادالدوله از شاه خواست كه به انگليسيان يك قليان هديه كند ، كه شاه چنين كرد . انگليسيان كه ديدند اين بار تيرشان به سنگ خورد هنگام عيد بايرام « 13 » از فرصت استفاده كرده مقدار زيادى پيشكش و ارمغان دادند . اما اين بار هم تيرشان به سنگ خورد . اين بار شاه نه با هلندىها و نه با انگليسىها يك كلمه حرف نزد . هنگامى كه شاه اشرف و درباريانش از 28 اوت تا 10 سپتامبر 1728 به سعادت‌آباد مىرفتند انگليسىها از اعتماد الدوله خواستند كه دربار شاه را تا آنجا همراهى كنند . انگليسىها در اصفهان شايع ساختند كه در مدتى كه در سعادت‌آباد

--> ( 13 ) - Bairam