ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

20

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

1 - سپاهيان فرارى طرفين به محض اينكه يكى از دو طرف معاهده درخواست كند بايد تحويل داده شوند . 2 - نماينده‌اى از هر طرف در دربار طرف ديگر خواهد ماند تا جنازه‌هاى اتباع خود را در آن كشور دريافت كند . 3 - هر دو طرف متقابلا ناچارند كه بهاى كالاهايى را كه دزدان كشورشان از كشور ديگر مىدزدند به كشور دزد زده بپردازند . ايرانيان به هلنديان گفتند كه تركان فقط براى حفظ ظاهر با افغانان صلح كرده‌اند . اين آشتى براى آن بوده كه هدف آنى آنها يعنى آزادى شاه سلطان حسين از ميان رفته است چرا كه اشرف شاه با آگاهى از اين هدف تركان در 9 سپتامبر 1727 و به - رغم سوگندى كه خورده بود دستور داد تا شاه سلطان حسين را بكشند . البته افغانان ادعا كردند كه او به مرگ طبيعى درگذشته است و پنج روز بعد كلانتران و كدخدايان و نيز هلندىها را وادار كردند كه اعلاميه‌اى را داير بر مرگ طبيعى شاه سلطان حسين امضاء كنند . افغانان اين اعلاميه را براى تركان فرستادند . سپس پيشنهاد كردند كه چون شاه سلطان حسين مرده است بهتر آن است كه تركان اشرف را به منزلهء شاه ايران به رسميت شناسند زيرا كه او سنى و همكيش ايشان است . تركان با اين پيشنهاد اشرف همداستانى نمودند مشروط بر اينكه او هزينهء واپسين لشكركشى تركان را كه هشتاد هزار تومان شده بود ، بپردازد . البته اين مبلغ قرار نبود كه از خزانهء پادشاه پرداخته شود بلكه از مردم از رمق افتادهء ايران گرفته مىشد . افزون بر اين ايرانيان ناچار مى - بايست خراجى سالانه بالغ بر 24 هزار تومان بپردازند . سرانجام معاهدهء با تركان به امضاء رسيد و در 5 ژانويه 1728 مواد آن در مجلس شاهى به زبان تركى خوانده شد هلنديان به رغم كوشش‌هاى خود نتوانستند نسخه‌اى از اين معاهده را به دست آورند . نمايندهء ترك با نمايندهء افغان موسوم به ملانصرت حركت كرده رفتند اما اسخارور نتوانست از شرايط معاهده‌اى كه ميان طرفين به امضاء رسيده بود آگاه شود .