ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
10
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
خاصه ، قوللر آغاسى ، مهردار و منشى اول يا صاحب رقم اعتماد الدوله پخش كردند . اين هدايا تأثير خود را بر جاى گذاشته نتيجهء مطلوب را به بار آورد و هلنديان تأييديهء امتيازات پيشين خود را دريافت داشتند هر چند آنها به ناچار تا اكتبر صبر كردند زيرا شاه با درباريان و حرم پادشاهى به سفرى تفريحى در باغهاى پادشاهى رفته و از 13 سپتامبر تا 6 اكتبر در آنجا مانده بود . اسخارور اميد داشت كه مقامات كمپانى در گمبرون اين كار را تأييد كنند هر چند اين كار به حل دشواريهاى كمپانى در گمبرون و اصفهان كمك كرد . ولى او همچنان انتظار داشت كه بيگلربيگى هديهاى را كه به او تقديم شده بود - و ارزش آن بالغ بر 4760 محمودى مىشد - و همچنين پول نقدى را كه به منشى نويسندهء فرمان و ضباط داده بود ، تأكيد كند . اسخارور همچنين اتهاماتى را كه حاكى بود او از دادن اطلاعات لازم در جهت صلاح امور كمپانى در ايران غفلت ورزيده است رد كرد و مدعى شد كه وى ناچار ، با آنچه موجود بوده كار كرده كه قابل ذكر و در خور توجه نبوده است . آدمى نمىتواند به انواع شايعاتى كه دايما بر سر زبانها جارى است و مانند طلسمات شگفتآور ، ناموثق و فريبنده است اعتماد نمايد . مثلا معلوم شده بود كه شمارهء افغانان اندك است اما هيچكس نمىدانست چند تن افغان در آنجا هستند . همچنين معلوم نبود كه طهماسب ميرزا در كشور مانده يا از ايران بيرون رفته است . برخى مىگفتند كه در استرآباد است و برخى ديگر مىگفتند كه در اشرف ولايت قاجاريان است . اسخارور با اطمينان نمىتوانست بگويد كه آيا طهماسب ميرزا براى بيرون راندن اين اوباش قادر هست سپاهى كافى تهيه كند يا آن ترك فربه ( يعنى اشمانلى ) اين كار را خواهد كرد . شايع بود كه اشمانلى سراسر شمال ايران تا تبريز را تسخير و نابود كرده است . افزون بر اين مىگفتند كه تركان از همدان به خرم آباد پايتخت ولايت على مردان خان حمله كردهاند . اسخارور ترجيح مىداد كه دربارهء رويدادهاى آينده نكاتى مفيد و معقول بگويد . وى تأكيد كرد كه كوشش و پشت كار اتلام را دربارهء اين موضوع كاملا درك و تأييد كرده اما از