ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
5
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
كه مقام پائينترى داشتند درگذشت . مىگفتند كه انگيزهء اين كار شنيع شايعاتى بوده كه از آغاز حكومت اشرف بر سر زبانها افتاده است كه : اشرف با شاه طهماسب ميرزا مكاتبه دارد و تنها تا زمانى كه شاه طهماسب به اصفهان نرسيده است او عهدهدار حكومت خواهد بود و شايعاتى از اين دست . افزون بر اين ، كشتگان بالا به توطئه براى قتل شاه متهم شده بودند . به اغلب احتمال خود شاه اشرف اين شايعات را بر سر زبانها انداخته و شايع كرده بود كه طهماسب ميرزا نسبت به اين رجال ايرانى تفقد و التفات دارد تا ايشان به نامهنگارى به شاهزاده ترغيب شوند . و شاهزاده دلگرم شده با شمار اندك سپاهيانش باك نداشته به اصفهان آيد . شاه اشرف اين رجال و ادعاى پذيرش مذهب شيعه را دستاويزى ساخته بود تا بدين وسيله طهماسب ميرزا را به دام افكند . نيز به همين منظور پيكرهاى شاهزادگان مقتول را ( كه در تابوتهاى آراسته و با اسكورت باشكوهى مشايعت مىشد ) به قم يا سرزمين دشمنان خود آورد تا در گورستان پادشاهى به خاك سپارد . اشرف كه شنيده بود طهماسب ميرزا با سپاهيان اندك به سوى اصفهان روانست كليهء سپاهيانش را گرد كرده به جانب او شتافت . مى - گويند از كاشان نامهاى به سياق نامهء پيشين خود براى طهماسب ميرزا فرستاد تا او از خواب ژرف خود بيدار نشود و اشرف بتواند بر او شبيخون زند . اما به قول راوى خداوند حيلهء او را نقش بر آب ساخت . طهماسب ميرزا كه چهار هزار سپاهى با خود داشت طلايهاى در پيشاپيش فرستاد تا از مقاصد افغانان آگاه شود اينان در پى حملهء سخت افغانان پس از اندك مقاومتى گريختند و سركردهشان ميرزا عبد الكريم « 6 » كه نه سال پيش مستوفى خاصه بوده به چنگ افغانان افتاده و هنوز در اسارت به سر مىبرد طهماسب ميرزا با شنيدن اين خبرها با باقيماندهء سپاه خود به مازندران گريخت و دشمنانش او را تا به درون
--> ( 6 ) - ميرزا عبد الكريم در مه 1719 به جاى محمد علىخان به مقام مستوفى خاصه رسيد و پيش از آن حاكم كاشان بود . محمد على خان باز در ژانويه 1722 مستوفى خاصه شد .