ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

4

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

شده بود . گلاب نيز كه به دستور اعتماد الدوله براى پاسخگويى به كارهايش در زمان تصدى امور مالى تحت تعقيب قرار گرفته بود و به ميا صديق پناهنده شده بود در امان نماند و به چوب فلك بسته شد و براى نجات جان خود پذيرفت كه ختنه شود و نام تازهء ابراهيم بيگ را بر او نهادند . هلنديان در طى چند روزى معدود ، تغييرات زيادى را در حكومت مشاهده كردند اما هيچ يك از اين تغييرات سود چندانى براى آنها به بار نياورد . در 30 آوريل ايشك آغاسى باشى با خبر خوش نزد هلنديان آمد و گفت : شاد باشيد كه دوران ناگواريها گذشته و شاه در مجلس شاهى كه به زودى انعقاد خواهد يافت تفقد خود را نسبت به شما نشان خواهد داد . او به طور شفاهى به هلنديان گفت كه به يوزباشى هندوستانى كه نگهبان دروازهء محل نمايندگى هلند بوده دستور داده تا زمانى كه فرستادهء شاه بيايد و به هلندىها آزادى اعطاء نمايد يكى از تابين‌هايش را به جاى خود بگمارد . ديرى نپائيد كه يوزباشى بازگشت و طبق دستور يا بدون دستور شاه به تابين‌هايش گفت شاه دستور و اجازه داده كه هلنديان در محل نمايندگى خود بمانند . هلنديان نمى - دانستند به چه كسى بايد شكايت برند و از اين رو هراسناك بودند . جريان ماوقع را به گوش قوللر آغاسى باشى محمد امين بيگ رساندند اما پاسخ روشنى دريافت نكردند . ناچار ساكت ماندند و گوش به زنگ تا بدانند چه كسى در حكومت از ديگران بانفوذتر است . در 28 مه شاه اشرف سوار بر اسب به فرح آباد رفت و بيست و دو تن از بزرگان و رجال باقيماندهء ايران را به آنجا فراخواند . و دستور داد كه نوزده تن از اين جمع را به هلاكت رسانند يعنى : اعتماد الدولهء پيشين محمد قلىخان ، دو تن از قورچى باشيان : شيخ عليخان و مصطفى قلىخان ، ميرزا رحيم حكيمباشى ، طهماسب خان مير آخورباشى ، زندانيان زير : فرج اللّه خان ، اسماعيل بيگ ، اللّه وردى بيگ ناظر بيوتات و يازده تن ديگر كه مقامات پائين‌ترى داشتند . اشرف در پى شفاعت و وساطت اعتمادالدوله از خون شاهزادهء تازى سيد عبداله خان و دو ايرانى سالخورده