ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

190

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

در اين اثنا ، در 4 ژانويه 1729 افغانان در بندر عباس به حركتى تازه دست زده اتلام را وادار كردند تا به هافرمن « 32 » نايب موقتى خود نامه‌اى بنويسد حاكى از اينكه باروخان اطمينان داده است كه اگر دلالان هلند به عنوان گروگان نزد باروخان بيايند او اتلام و دو هلندى اسير ديگر را آزاد خواهد كرد . هافرمن پاسخ داد كه من نمىتوانم به گفتهء افغانان اعتماد كنم . اما اتلام به او نوشت كه اگر افغانان نقض عهد كنند او بعدا در اين باره چاره‌اى خواهد انديشيد . شوراى شركت بر آن شد كه يكى از دلالان يعنى اتومشانت را بفرستد كه او در پسين‌گاه بازگشت و گفت باروخان مى - خواهد فردا بامداد پگاه فهرست هدايا را ببيند و اگر هدايا مطابق دلخواهش باشد بعد از ظهر فردا سه هلندى اسير را آزاد ساخته به جايگاه نمايندگى هلند خواهد فرستاد . اما فرداى آن روز افغانان تغيير عقيده داده هيچ دليلى را نپذيرفتند . مترجم واك به ديدار ناظر بيوتات عبد اللّه خان رفت تا ببيند منظور واقعى آنها چيست . ناظر بيوتات گفت افغانان نيازى به گرفتن هرمز ندارند . آنچه مىخواهند هديه‌اى عظيم براى شاه ، اعتماد الدوله ، و عبد اللّه خان است . اما حاضر نشد كه مقدار هديه را ذكر كند . اما در 6 ژانويه افغانان به مترجم خبر دادند كه اگر هلنديان مىخواهند دو اسير باقيماندهء آنها 70 - چون كه ميخياس در شب 6 ژانويه درگذشته بود و نعش او در 6 ژانويه به جايگاه نمايندگى آورده شده روز هفتم به خاك سپرده شد - آزاد شوند بايد ده هزار تومان ( 425000 فلورين هلند ) هديه بدهند . جسد ميخيلس نشان مىداد كه در حين نقل و انتقال آنها بازوها و دست‌هايش در اثر محكم بسته بودن با زنجير پاره شده است . بنا - بر اين پزشك هلنديان روزى دوبار براى بستن زخمهاى اتلام و مولنغراف مىرفت . ميخيلس در اثر شكنجه ، سرما و ناملايماتى كه بر او رفته درگذشته بود آن دو تن باقيمانده نيز سخت ضعيف شده و سخت آزار ديده بودند . هر شب زنجيرى گران را گرداگرد

--> ( 32 ) - Haverman يكى از بازرگانان بسيار مهم شركت هند خاورى هلند بود بنا بر اين در مقام رئيس شورا و كفيل رياست كار مىكرد . پس از آن به عنوان مدير موقت شورا برگزيده شد .