ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

170

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

يوزباشيان هرمز انجمن كردند تا دربارهء دشواريها به بحث پردازند مهمترين اين مشكلات اين بود كه آيا بايد به آن دو هلندى كه براى برافراشتن پرچم هلند بر - فراز قلعه آمده‌اند اجازهء انجام اين كار را بدهند ؟ و آيا بايد به هلنديان اجازهء استفاده از انبارهاى قلعه داده شود ؟ مولنغراف كه مىديد بىآنكه سندى از اعتبار و موثقيت هلنديان ارائه دهد نمىتواند يوزباشيان را با خود همراه سازد از اتلام خواست كه پول وعده داده شده را بفرستد . اما به هيچوجه همراه پول از افراد سپاهى كسى را نفرستد زيرا اين كار موجب هراس هرمزيان كه پيشاپيش اعتماد خود را به هلنديان از دست داده‌اند خواهد گشت 18 . اما اتلام مايل نبود پيش از آنكه دو منشى هلندى « 9 » به قلعهء هرمز وارد شوند آن پول را بپردازد . او مولنغراف را تشويق كرد كه شتاب كند زيرا وقت اندك است . محمد صالح بيگ و انگليسيان خبر رويدادهاى هرمز را در كرمان به زبردست‌خان داده بودند احتمال داده مىشد كه خان به تن خود بيايد . پيش از اين ، آزار و اذيت كاركنان ايرانى شركت هلند توسط مقامات محلى جزيرهء هرمز ، مشاهده شده بود . اتلام در فرستادن 14 سپاهى با آن پول پافشارى داشت ولى قول داد كه آنها از كشتى در جزيرهء هرمز پياده نخواهند شد . اما پول پيش از ورود آن دو منشى هلندى به قلعه نبايد پرداخت شود اتلام مىگفت : تا ما از جزيره مطمئن نگرديم ديگر « سلامتى » وجود ندارد . زيرا كه ايرانيان دوستانشان را مىفروشند يا مىكشند . همهء آن مهربانىها مقدمه‌ايست براى فريب . اگر تا ساعت 21 همان روز ( 20 اكتبر ) از ورود هلنديان به قلعهء هرمز جلوگيرى شود من خود براى بررسى امكانات ورود به قلعه آنجا خواهم آمد . « 10 » 19 با اينكه انگليسيان به ايجاد دردسر براى هلنديان ادامه و به يوزباشيان وعدهء

--> ( 9 ) - نام اين دو منشى يعقوب اسخارور Jacob Scharer ( اين مرد نبايد با نيكلاس اسخارور رئيس شركت هند خاورى هلند در اصفهان اشتباه شود ) و جريت‌وان ارليانس Gerrit Van Ooreliense بود و هر دو مقام دستيار داشتند . ( 10 ) - اتلام به سبب بيمارى نتوانست برود .