ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
148
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
جنابعالى « 20 » نه در پى دوستى شاه و رؤساى شركت هستيد و نه دوستى خود با من و مردان خدا ( مسلمانان و مردم شهر ) ، گويا جنابعالى نمىخواهيد اين دوستى را حفظ كنيد زيرا كه مهربانى و دوستى راستين دو سره است . هر دوست به دوست ديگرى نيكى مىكند و دوستى نمىتواند فقط يك طرفه باشد . همچنين گويا جنابعالى فقط در انديشهء سود هستيد و آيا من كه خود انگيزه و دليلى براى شكايات دارم « 21 » هنوز ناچار بايد به شكايتهاى شما گوش فرا دهم ؟ « 22 » در اين اوان چنان كه براى جنابعالى و انگليسيان نوشتهام شيخ بلال چشم طمع به اين شهر دوخته بود . او از من درخواست غرامت براى هزينهها و مخارجش داشت « 23 » و يكهزار تومان مىخواست . اگر در پى عدم پرداخت اين پول از جانب من وى به گمبرون كه اينك همه چيز در آن سخت كمياب و گران است مىآمد . آنوقت يقينا هيچ چيز در شهر نمىماند ( پشت برگ 3484 ) و حتى اگر او تنها سه روز در اينجا مىماند هيچ شكى نيست كه يكهزار تومان ديگر هم براى هزينهء آدمهايش مىخواست
--> ( 20 ) - اين شايد در اثر اين روزگار پرآشوب است كه كسى مىكوشد كاركنان بومى شركت هلند را طبق مواد امتيازنامهء شركت هلند از پرداخت خراج به حاكم شهر معاف دارد به ويژه ديلماج و دلالان را و دستور مىدهد كه به اين كاركنان بايد احترام گذاشته شود و نبايد مورد آزار قرار گيرند در صورت لزوم بايد از مخدومان خود همهگونه كمكهاى ممكن را دريافت دارند . ( 21 ) - در اينجا او انگيزهء شكايت را دارد . ( 22 ) - اين راست است . ( 23 ) - اين ( ظاهرا ) دستاويز بهانهايست براى اينكه هفتصد تا هشتصد تومان به جيب خود بريزد زيرا با توجه به اينكه شيخ بلال در زمان بودن مخدومش در اين شهر فقط حكومت ميناب را براى خود مىخواست و پاسخ شنيد كه اگر حكومت ميناب را مىخواهى نخست بايد نشان دهى كه نوكرى خوب و ساعى براى شاه هستى و بايد با همهء آدمهاى خود به اينجا بيائى و جز آن و اينك گفته مىشد كه حتى با رقمى از شاه و اعتماد الدوله تأييد شده است ( اگر اين راست باشد با اينكه خود خان نيز اين را تأييد كرده با گرفتن اين پول بر خلاف دستور مخدوم خود عمل كرده است ) كه اگر هدايائى براى او مىفرستاده بيشترين هديهاش دويست تا سيصد تومان ارزش داشته است .