ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

145

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

علىخان خواستند كه به خرج آنها ، به آن باغ نقل مكان كند اما او نپذيرفت . اتلام با شتاب همهء نيازمنديها را فراهم كرد تا به گونه‌اى شايسته از زاهد علىخان در باغ خود پذيرائى كند چون اگر او دعوت انگليسيان را مىپذيرفت و از باغ اتلام بيرون مىرفت اهانت جبران ناپذيرى براى اتلام به شمار مىرفت . در 10 ژوئن شايع شد كه هفت كشتى پرتقالى به بندرعباس مىرسند . گفته مىشد كه آنها از مسقط حركت كرده و دو فروند از آنها به پشت جزيرهء قشم رسيده است اين شايعه در قشم و هرمز حيرت برانگيخت . با رسيدن چهار كشتى پرتقالى به بندر - كنگ در 26 ژوئن آن شايعه درست از آب درآمد . اين رويداد حيرت و بهتى عظيم در بندرعباس ، باسعيدو ، هرمز ، قشم و لارك پديد كرد . افزون بر اين ، شيخ بلال نيز كه زبردست‌خان در 23 مارس او را مقام جانشين داد و در راه بود به آبادى كوهستك « 12 » رسيده و بر وخامت اوضاع افزوده بود . در 28 ژوئن شيخ بلال در نامه‌اى به اتلام نوشته بود كه : « من بامير جهانگير و چند تن ديگر از سران بلوچ متحد شده‌ام . » نيز شايع بود كه سه فروند از كشتىهايش در هرمز هستند . هلنديان اين شايعه را باور نداشتند چون جزيره نشينان حكام انتصابى افغانان را به رسميت نمىشناختند . زاهد علىخان به اتلام اصرار داشت كه مانند او و انگليسىها نامه‌اى به شيخ بلال بنويسد و او را از آمدن منع كند . زيرا آمدن او همان و ويران شدن شهر همان . در اين اثنا زاهد علىخان سرگرم گرد كردن پول از مردم شهر - ظاهرا براى پرداخت به شيخ بلال - بود . خراج مردم به قرار زير بود : مردمانى كه در خدمت اروپائيان نبودند / 832 تومان كاركنان ايرانى شركت هلند / 12 تومان كاركنان ايرانى شركت انگليس / 6 تومان دلالان شركت / 150 تومان 1000

--> ( 12 ) - Coestak