ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
137
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
فهميدند در ميان آنها نزاع درمىگيرد و يكى از افغانان به دست هامل زخمى مىشود . زاهد علىخان كه تازه از خانهء اتلام بيرون رفته بود به زودى بازگشت تا از سوى زبر - دستخان تاوان بخواهد و هامل را با خود ببرد زيرا كه در غير اين صورت زبر - دستخان تهديد كرده بود كه شدت عمل نشان خواهد داد . اتلام پاسخ داد : تا آنجا كه من دريافتهام افغانان در آن ماجرا در خور سرزنشاند . و به دو تن از اعضاى شورا دستور داد تا به همراه زاهد علىخان نزد زبردستخان بروند و نخست از او بپرسند كه خواستههايش چيست و اگر خواستهاى دارد بنويسد . دوم اينكه از او بخواهند كه دربارهء همه تخلفاتى كه نسبت به كاركنان شركت هلند اعمال شده به داد رفتار كند و گرنه هلنديان ناگزير خواهند شد كه خود عدالت را اجرا كنند . سوم اينكه از همهء ستمهائى كه تاكنون به هلنديان شده شكايت كرده بپرسند : آيا خان براى آن به اينجا آمده است كه آدمهايش ما را بيازارند ؟ چهارم و نكتهء آخر اينكه آيا از شاه فرمانى دارد كه در آن از هلنديان خواسته شده باشد كه اينجا را ترك كنند يا اينكه بايد همچون زمانهاى پيشين با ايشان رفتار شود ؟ فرستادگان اتلام چون نزد زبردستخان آمدند او را خشمناك يافتند . گرداگردش چهارصد تا پانصد تفنگچى با تفنگهاى چخماقى فتيله گذاشته آمادهء كار بودند . آغاز يادداشتهاى روزانهء فرستادگان اتلام ما تقريبا در 5 گامى زبردستخان ايستاديم زاهد علىخان تعظيم غرايى نمود و ما نيز همچنان كرديم . زبردستخان بر ديوار كوتاهى نزديك درگاه خانه نشسته نعره مىزد و ناسزا مىگفت ( و به سختى نگاهى به ما انداخت ) : وزير كجاست ؟ اين آدمها كيانند ؟ ديلماج گفت : اين داروغه و آن يكى منشى شركت هلند است . زاهد علىخان با لحنى لابه آميز به ميان سخن دويد كه : نواب خان ! كاپيتان « 10 » مىخواست وزيرش را خدمت شما بفرستد اما او در اثر ميخوارگى بيمار شده و در خانهاش بسترى است ! من اين را هنگامى كه در شركت بودم خودم ديدم چون وقتى به طبقهء بالا آمده بود
--> ( 10 ) - منظور اتلام است . م .