ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

136

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

كامياب گشت ، زيرا كه زبردست‌خان با گرفتن سندى از او كه متضمن قول پرداخت مبلغى پول بود . او را به مقام شاهبندر بندرعباس برگماشت . همچنين به رايگان او را مقام جانشين يا نايب بيگلربيگى داد . بنا به شايعات زبردست‌خان از سوى دربار فراخوانده شده بود كه شايد نيز دربارهء مقاماتى كه به زاهد علىخان داده توضيح دهد . ظاهرا زبردست‌خان پيش از حركت مىخواست از هلنديان چيزهاى بيشترى دريافت دارد . چون زاهد علىخان در نهان به اتلام آگاهى داد كه : « خان قصد دارد عين هدايائى را كه به او داده‌ايد و يا بهاى آنها را به شما بازگرداند زيرا اين هدايا را خيلى ناچيز مىشمارد . من به شما اندرز مىدهم كه مقدارى هداياى گرانبها براى خان بفرستيد . » اتلام پاسخ داد : « خان هر كار كه دلش مىخواهد انجام دهد چون من با گشاده‌دستى هدايائى همراه با ادب و نزاكت به او داده‌ام و ظاهرا نه هدايا و نه ادب و احترام ما هيچيك اثرى نداشته است . آيا افغانان مبلغى هنگفت از هلنديان در اصفهان نگرفته‌اند ، كى مىخواهند آن پول هنگفت را باز پس دهند ؟ » زاهد علىخان اشاره كرد كه : « زبردست‌خان مردى نيست كه با اروپائيان وارد معامله شود و يقينا هلنديان از برانگيختن دشمنى او سودى نخواهند برد . » اتلام پاسخ داد : « من پيوسته كوشيده‌ام و خواهم كوشيد تا آنجا كه ممكن است از پديد آمدن دشمنى جلوگيرى كنم ، اما اگر توهين‌ها و نيشخندهاى خان با تجاوز و بى حرمتى آشكار و حتى تخلفات تحمل ناپذير بيشترى همراه شود من به هر شيوه و وسيلهء شرافتمندانه‌اى كه در اختيار دارم با او مقابله خواهم كرد » . فرداى آن روز زاهد علىخان باقورچى سالم كلانتر شميل نزد اتلام آمده و يك بار ديگر كوشيدند تا او را وادار كنند هداياى بيشترى به زبردست خان و برادرزاده‌اش بدهد . در اين ديدار ماجرائى ميان برخى از افغان‌ها و هامل « 9 » نايب اتلام رخ داد . هامل كه اندكى حالت مستى داشته پياده به در خانه‌اش كه در تصرف افغانان بود رفته بود تا ببيند كه آيا آن را خالى كرده‌اند يا نه . و چون طرفين زبان يكديگر را خوب نمى -

--> ( 9 ) - Hamel