ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

135

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

همهء اين خلعت‌ها زمان درازى نزد زبردست‌خان بوده است . زبردست‌خان كه از ششم فوريه همه روزه هر روز چندين بار به دنبال پارچه‌ها مىفرستاد از اينكه هنوز به او تحويل نشده بود خشمگين گشت . سرانجام اتلام درمانده بود كه چگونه اين خوددارى از تحويل را ادامه دهد و براى چاره‌انديشى از اعضاى ديگر شورا استمداد جست . اينان به اتفاق آراء نظر دادند كه اتلام بايد مؤدبانه به خوددارى از تحويل پارچه‌ها ادامه دهد و بگويد كه هلندىها نمىتوانند براى چند قواره پارچه تمام بارهاى كشتى را زير و رو كنند . افزون بر اين قيمتى كه زبردست‌خان مىخواست براى پارچه‌ها بپردازد خيلى كم بود . در 17 فوريه اعتبار گفته‌هاى زبردست‌خان دستخوش ترديد گشت ، چرا كه مىخواست به جاى طلا به دلالان شركت محمودى بد بدهد و آنها را تهديد مىكرد كه اگر اين سكه‌ها را نپذيرند بىاحترامى خواهند ديد . زبردست‌خان باز در 18 فوريه به ديدار اتلام آمد زيرا كه دختر كوچولويش در گذشته بود . در اين ديدار از اتلام تقاضا نمود كه آيا مىتواند از انبارهاى شركت ديدار كند ، كه با آن موافقت شد . پس از اين ديدار او خواست كه مقاديرى ، باروت ، سرب ، چندين توپچى ، مقاديرى خمپاره و بمب و يك متخصص ماهر بمب به وى داده شود . اتلام به او گفت : من قادر به انجام اين خواسته‌ها نيستم . اما زبردست‌خان در خواسته‌هايش پافشارى نمود و گفت با حضور سه كشتى هلندى در اينجا يقينا مىتوانيد چند كارشناس و بخشى از اقلامى را كه من خواسته‌ام تأمين كنيد . اما اتلام گفت : توپچى - ها به خصوص در كشتىها مورد نياز هستند اگر به آنها نيازى نبود باتاويا در اين باره به ما نامه مىنوشت زبردست‌خان به اتلام گفت آيا مىتوانى دربارهء اين درخواست من به باتاويا نامه بنويسى و از فرماندار كل آنجا اجازه بخواهى ؟ اتلام بىدرنگ با اين خواسته موافقت نمود و از زبردست‌خان خواست كه يك نسخه از فرمان شاه اشرف را به او دهد . او مطمئن بود كه زبردست‌خان نسخه را نخواهد داد چون به عقيدهء زبردست خان در آن فرمان از هلنديان قدرى بيش از استحقاق ايشان ستايش شده بود . زاهد علىخان سرانجام در كوشش‌هايش براى بازيافتن قدرت پيشين خود