ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
114
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
و نه مير جهانگير هيچيك مايل نيستند كه سپاهيان گريخته از شركت را بازگردانند . به ايشك آغاسى هم اجازهء بازگشت داده نشده ، سخت زير نظر است و با او بد رفتارى مىشود . كارآگاه با علىاكبر سخن گفت و از او شنيده بود كه به هر يك از سپاهيان گريخته از شركت دو تومان براى هزينه و جامههاى نودوخت هلندى دادهاند و شاهزاده قول داده كه هرگز آنها را به شركت هلند بازنگرداند . يكى از اين گريختگان كه يك كم زبان تركى مىدانسته همه روزه با شاهزاده به رايزنى مىپرداخته اما على اكبر نمىدانسته كه گفتگوى اين دو دربارهء چيست . كارآگاه در پايان افزود كه هفتاد و شش سپاهى در راه به سوى بندرعباس مىآمدهاند و فردا به اينجا خواهند رسيد . درستى خبر اخير با ورود اين گروه در 16 ژوئن به بندرعباس تأييد شد ، سركردگى ايشانرا محمد زينل خان خال مير جهانگير به عهده داشت . عصر همين روز پسر كلانتر شميل نيز با صد و پنجاه مرد به بندرعباس درآمد . معلوم نبود كه آنها به يارى محمد صالح بيگ آمدهاند يا نه ، محمد صالح بيگ خود نيز از قصد ايشان آگاه نبود . چون براى گرد كردن سپاه و حفظ خود كسانى را به هرمز ، قشم و لارك فرستاده بود . افزون بر اين ، خانوادهء خود را هم براى حفظ امنيتشان به اين جزاير گسى كرده بود . همچنين خبر رسيده بود كه اخيرا فرمانها و خواستههاى جديد ديگرى از سوى شاهزاده به محمد صالح بيگ رسيده است و او آنها را دور انداخته و با لعن و نفرين چاپار شاهزاده را از نزد خود رانده است و همانروز بطور آشكار حمايت خود را از شاهزاده پس گرفته است . فرداى آن روز يا 17 ژوئن هلندىها محمد زينلخان دائى مير جهانگير را بازداشت كردند . اين كار به گونهء واكنشى در قبال عدم همكارى شاهزاده در بازگرداندن سربازان فرارى شركت هلند بود . شوراى شركت هلند در 25 مه انجام اين طرح را به تصويب رسانده بود . اتلام به تن خود محمد زينالخان را بازداشت كرد و اين اقدام آن هنگامى كه خان مزيور از نزديك جايگاه شركت مىگذشت بى سر و صدا انجام گرفت . خان اسير را در زيرزمين اتاق مدير شركت جاى دادند و با او به خوبى رفتار شد .