ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
مقدمه 5
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
هاى بسيارى از اوضاع نكبت بار و اسف انگيز اين دورهء تاريك تاريخ ايران در اسناد شركت مزبور در بايگانى واك در هلند باقى مانده است . آقاى دكتر ويلم فلور نخستين بار به مطالعه و تحقيقى انتقادى در اين اسناد پرداخته و تأليفاتى ارزنده دربارهء اين دوره عرضه داشتهاند . در كتاب نخستين ديديم كه چگونه در پى صد سالى آسايش و راحت طلبى ، دندانها و چنگالهاى شير پير حكومت صفويان را سستى و فتور فرو گرفته ، توان تصميمگيرى و برابرى با دشواريهاى امور مملكتى از هيأت حاكم رخت بربسته بود و آن جماعت ناهماهنگ هر يك سازى جداگانه مى نواخت . راحت - طلبى حاكمان و فساد دستگاه به حدى رسيد كه سردمداران خواه ناخواه آمادهء پذيرش هر خفتى شدند ، به نعل و به ميخ زدند با اهمال و امهال فرصتهاى گرانبهاى بسيار را از دست دادند « 1 » از كسانى كه بر سرير قدرت بودند هيچكس مرد ميدان كار يا مرد مرد نبود يا اگر بود مجال كار نيافت « 2 » . شورشها و اعتراضهاى پى در پى مردم پايتخت و ساير جاىها عليه سهلانگاريها و خلافكاريها و اجحافها به جائى نرسيد . دروغ زنان حاكم براى لاپوشانى كردن زبونى و درماندگى خود و به قصد فريب مردم ، هر روزه به ساختن شايعه يا « تبليغى نو « 3 » » دست زدند تا خشم مردم را از زبونيهايشان منحرف سازند . بارها بزرگان و ريش سپيدان و ميهن پرستان شهر انجمن كردند و از آنها خواستند تا مسلحشان كنند تا بتوانند شورشيان را سركوب
--> ( 1 ) - از آن شمارست سيد عبد اللّه خان عرب والى قمشه كه همه كاره است و نقشى مرموز و دو دوزه بازئى شگفت دارد . ( 2 ) - همچون خواجهء سفيد دلاور احمدآغا ، سپهسالار لطفعلىخان داغستانى و برادرش اعتماد الدوله فتحعلىخان داغستانى و به قولى على مردانخان بختيارى ( كه هر چند از آمدنش سخنها بر سر زبانها بود معلوم نيست چرا هرگز در صحنه حاضر نشد . ) نگاه كنيد به دكتر عبدالحسين نوائى - اسناد و مكاتبات سياسى از سال 1105 تا 1135 ه . ق ص 21 . ( 3 ) - برافتادن صفويان و برآمدن محمودافغان - ص 107 و جز آن .