ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )
98
اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )
حويزه يا اصفهان پيش مىرود . اتلام هم گزارش داد كه شاه اشرف سپاهيان خود را از يزد فراخوانده تا آنها را عليه شاه طهماسب به كار گيرد . اما اتلام نمىدانست كه شاه طهماسب زنده يا مرده است بنا به خبرهاى رسيده از كرمان پنداشته مىشد كه شاه طهماسب با سپاهى انبوه در تهرانست . اتلام از آن بيم داشت كه بازپسگيرى تخت و تاج صفويان سالها به درازا كشد . زيرا كه ايرانيان پس از تسخير لار و گمبرون كار ديگرى انجام نداده بودند . حاكم سازمان انگليسى بمبئى نيز به گمبرون آمد و هنگام بازگشت تقريبا همهء انگليسيان مقيم اينجا را با خود برد . او شخصى به نام آقاى براور « 5 » را كه سابقا شش ماه در گمبرون بوده و فقط به زبان انگليسى سخن مىگفت با آقاى كاديكس « 6 » در آنجا واگذاشت . او نقش رئيس را بازى مىكرد هر چند اتلام به مسخره مىگفت كه اينان ناچار بودند كه خيلى با مراعات صرفه جوئى زندگى كنند . اتلام بر اين باور بود كه آنها احتمالا زمان درازى در گمبرون نخواهند ماند چون دو كشتى انگليسى آماده بودند كه احتمالا آنان را به بمبئى يا بصره برند . اتلام معتقد بود كه اينان آماده مىشوند كه يا شركت انگليسى را ببندند يا به عنوان ناظر باقى بمانند . زيرا زمان درازى مىگذشت كه بازرگانى آنها تنها به فروش برنج انحصار يافته بود . و درآمد آن شايد سخت كمتر از آن بود كه بتوان شركت انگليس را در گمبرون بر سر پا نگه داشت . در 30 ژوئن 1725 شركت هلند 109 كارمند در ايران داشت كه از اين شمار سه تن در اصفهان و سه تن در بصره بودند . اين تعداد كثير همچون بارى بر دوش شركت هلند سنگينى مىنمود زيرا با اينكه در فصل زمستان بارندگى زياد شده و مواد خوراكى مىبايست فراوان و ارزان باشد اين مواد به جاى فراوان بودن كمياب بود . كشاورزان از آوردن محصولات خود به گمبرون از ترس اينكه نايب الحكومه آنها را به رايگان ضبط كند ، خوددارى مىنمودند . ضبط رايگان محصولات كشاورزى به نظر اتلام تازگى نداشت .
--> ( 5 ) - MR Broewer ( 6 ) - Mr Cadix