ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

99

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

در 26 اكتبر 1725 اتلام دوباره نامه‌اى به اسخارور در اصفهان نوشت با اين مضمون : مشتاق دريافت خبرم ، تعجب مىكنم كه زمان درازى است از شما اطلاعاتى دريافت نداشته‌ام . اين بى اطلاعى براى شركت هلند در گمبرون بسيار زشت است . بنا به شايعات رسيده به گمبرون افغانان دوباره لار را تسخير كرده‌اند . مردى به نام محمد - آقا كه هم جانشين و هم شاهبندر گمبرون و يكى از يوزباشيان هرمز است اصلا دست از پا خطا نكرد و كارى انجام نداد . او گمبرون را مانند سگى مرده انگاشت . دربارهء دفاع گمبرون بايد بگويم كه سال پيش چهل تن از اهالى آبادى سفيد - بانى ، با مير آخور انگليسيان به افغانان پيوسته بودند و اينك تنها ده تن از آنها نزد افغانانند در ضمن ، سخت شايع است كه از ميناب سپاهيانى براى دفاع از گمبرون گرد - آورى شده و محمد صالح بيگ سريوزباشى هرمز به همين منظور به هرمز رفته است . اما كلانتر ميناب به تازگى درگذشته و برادرزاده و جانشينش مردى بيهوده است . مىگويند كاملا ديوانه است و اجازهء گردآورى سپاه را نمىدهد . نيز خبر رسيده كه افغانان بين لار و كرمان مير مهر على را سخت شكست داده‌اند . سال 1726 با دشواريهائى براى شركت هلند در گمبرون آغاز گشت . در 9 ژانويه شيخ راشد از باسعيدو نامه‌اى به اتلام نوشت با اين مضمون كه : « حاكم افغانى لار موسوم به عوض‌خان حاجى جهان چاپار تيزتك را فرستاده تا هر چه زودتر رقم و تعليقه‌اى به شما و رئيس انگليسيان بدهد . چون شمار زيادى از بلوچان براى دفاع در گمبرون هستند من فكر كردم بهتر آنست كه حاجى جهان از گمبرون بيرون نرود . حاجى جهان پيشنهاد مرا براى اينكه آن اسناد را در گمبرون تحويل دهد نپذيرفت بنابراين به نظر شما حاجى جهان براى دادن پاسخ به حاكم لار چه بايد بكند » . اتلام در 10 ژانويه در پاسخ شيخ راشد چنين نوشت : « آن اسناد را بفرستيد . » آن اسناد در 27 ژانويهء 1726 به گمبرون رسيد هلنديان فرض كردند كه از سوى شاه اشرف فرستاده شده ؛ رقمى بود كه در آن شاه از يارى هلنديان سپاسگزارى كرده و به آنان قول تفقد و يارى داده بود . دومين سند تعليقه‌اى بود از اميرخان بيگلربيگى