عبد الحسين نوايى
11
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي )
ميرويس در اصفهان شايعه انداخت كه پطر پادشاه روسيه عازم تصرف گرجستان و ارمنستان است و با گرگين خان دست يكى دارد و با اين تدبير موفق شد كه بار ديگر فرمان كلانترى قندهار را به دست آورد تا مواظب رفتار گرگين خان باشد و گرگين هم با آن كه ازو تنفر داشت ، چون بدون سبب كارى نمىتوانست كرد ، با او به مدارا و مماشات پرداخت . اندكى بعد ميرويس به طوايف كاكرى كه مقيم فوشنج و شرج رباط در مشرق قندهار بودند پيغام فرستاد و آنان را به شورش واداشت و خود به گرگين خان گفت كه اين طوايف شرير و مفسدند و بايد كه سركوب شوند . گرگين خان سپاهى فراهم آورد و ميرويس هم او را به اين امر تشويق نمود كه فرماندهى سپاه را به اسكندر ميرزا ( الكسندر - الكسندل ) واگذارد . گرگين از قندهار بيرون آمد و در قريهء ده شيخ سه چهار منزلى قندهار ، اسكندر را به سركوبى طوايف كاكرى فرستاد و خود روساى سپاه من جمله ميرويس را گروگان نگاه داشت . وقتى سپاه حركت كرد و در اطراف گرگين كسى جز عدهاى از كارگران باقى نماند ، ميرويس به اتباع خود كه قبلا آنان را آماده كرده بود پيغام داد كه در آمدن شتاب كنند و اين جمع نيمه شبى به اردو رسيدند و دور حرم گرگين را گرفتند و او را كشتند و سپس ديگر سرداران را نيز به قتل رسانيدند و لباسهاى سربازان گرگين را به افغانها پوشانيده به همان ترتيب گرگين خان خود را به قندهار رسانيد و مردم قلعه هم كه ايشيك آقاسيان منديل به سر و كتلها و شاطرها و مشعلچيان را به هيئت سوارى گرگين خان ديدند يقين كردند كه خان گرجى به قندهار باز گشته است . درهاى قلعه را باز كردند و ميرويس خود را به درون شهر انداخت و كشيكچيان و دروازهبانان را به زير تيغ كشيد و قندهار را به دست گرفت . وقتى اين خبر به اسكندر ( الكسندر ) رسيد باز گشت . ولى ميرويس او را نيز فريفت كه من اين كار را به دستور اولياى دولت در اصفهان كردم و اينك منتظر فرمان حكومت قندهار نشستهام . اسكندر نيز تابوت عموى خود را با زنان خانواده برداشته به هرات روانه شد . خاتون آبادى تاريخ قتل گرگين را در بيست و دوم صفر 1121 ضبط كرده ولى ميرزا محمد خليل در مجمع التواريخ سال 1122 . ميرويس با فتاوى علماى مكه ، افغانان را به قيام بر ضد خاندان صفوى برانگيخت و خود به استقلال به حكومت نشست ، دربار صفوى برادرزادهء گرگين را به نام كيخسرو به حكومت قندهار و سركوبى شورشيان فرستاد و او نيز مردى شجاع ولى بىتدبير بود . وى قندهار را در محاصره گرفت و اين محاصره نزديك