عبد الحسين نوايى

مقدمه 12

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي )

علت مى گسارى فراوان شاه و شيفتگى او به زنان زيبا و مجالس عيش و طرب ازين پيشرفت نتيجه‌اى حاصل نيامد و بار ديگر خواب گران دولت صفوى آغاز گرديد چنان كه ديگر از خواب برنخاست و هم در خواب به انقراض پيوست و به تعبيرى درستتر خواب به خواب رفت . مردم ايران نيز به علت آرامش طولانى و درآمد ناشى از زراعت و تجارتى كه در آرامش و امنيت رو به افزونى مىرفت در عيش و نوش و تن‌پرورى و باده نوشى و ساده بازى افتادند . نمودارى ازين بىخياليها و راحت طلبيها و باده‌گساريها و شاهد بازيها را مىتوان در خلال اشعار سخنوران آن روزگار در وصف قهوه خانه و بيت اللطفها و بوزه خانه‌ها و قمار خانه‌ها جستجو كرد . سياحان خارجى نيز چون تاورنيه و شاردن و سانسون كشيش و پررافائل دومان و انگلبرت كمپفر در كتابهاى خويش بدان اشاره كرده‌اند . شرحى كه ازين مسائل در كتاب « رستم التواريخ » آمده وحشت آور است . درين ميان پادشاهان صفوى حقا براى رعاياى خود « مرشد كامل » بودند . شاه صفى كه در هجده سالگى به سلطنت ايران رسيده بود آنقدر در شرب و شيرهء تاك و معجون ترياك افراط كرد كه در سى و دو سالگى درگذشت . پسرش شاه - عباس ثانى كه هر چند بىجوهر و بىجربزه نبود - در طول سلطنت خود همواره در پاى خم خراب و همسايهء ديوار به ديوار شراب بود و در همين حالت مستى بود كه به اصرار با زنى از مطربان و رقاصان همبستر شد و هر چه زن بيچاره صادقانه اقرار كرد كه بيمار و به سيفليس گرفتارم « قبله عالم » توجه نفرمود تا آن كه بعد از مدتى دچار سيفليس شد و به وضعى شرم‌آور و مشمئز كننده در گذشت . وقتى مرد سى و چهار سال بيشتر نداشت . پسر وى به نام شاه سليمان مرد بىغم دودمان صفوى هر چند از پدر و جد خود عفيف‌تر نبود و كمتر از آنان به زن و شراب نپرداخت ولى عمرى نسبة دراز كرد . وى هنگامى كه مرد چهل و هفت ساله بود . در حالى كه چنين كسانى بر كشور ما سلطنت مىكردند ، دنيا وارد مرحلهء مهمى از مراحل سياست و اقتصاد شده بود . بدين معنى كه ملل سودجوى زورگوى ولى تيزهوش و سخت كوش اروپايى براى تأمين ما يحتاج غذائى خود و تهيهء مواد خام براى كارگاهها و كارخانه‌هاى خويش به بهاى ارزان و در صورت امكان رايگان ، روى به مشرق زمين نهاده بودند و اين آغاز تسلط اروپا بر شرق يا به