عبد الحسين نوايى
مقدمه 13
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي )
عبارت ديگر شروع دورهء استعمار و استثمار مشرق زمين بود به توسط ملل اروپائى . اجازه بدهيد با اختصار تمام بدين امر اشارتى كنيم . زيرا كشور ما نيز از اثرات شوم استعمار در امان نماند و از همين روزگار به علت جهل و بىخبرى سلاطين صفوى ، وطن ما اندك اندك روحا و مادة مقهور سياستهاى استعمارى اروپا گرديد . آغاز هجوم استعمارگران شروع اين قصهء پر غصه از سال 912 / 7 - 1506 بود و با هجوم پرتقاليان به آبهاى خليج فارس و تصرف جزاير و شهرهاى ساحلى ايران من جمله بندر ثروتمند و پر آوازه هرموز . با اين حال خودخواهى و غرور و تكبر و تفرعن اين مردمان خشن و سنگدل و نادان و متعصب و بىادب مانع از آن شد كه پرتقاليها بتوانند به داخل ايران نفوذ كنند و با ايرانيان حشر و نشر فراوان نمايند . اندكى بعد پرتقال جزو اسپانيا شد . ولى اسپانيائيها هم بهتر از پرتقاليان نبودند فيليپ دوم پادشاه اسپانيا بسيار كوشيد كه سيادت اسپانيا و پرتقال را در بحرين و ساير مناطق خليج حفظ كند . ولى توفيقى نيافت و ايرانيان به تدريج جزاير و سواحل من جمله جزاير بحرين را از چنگ پرتقاليان بيرون كشيدند و سپس به كمك انگليسيها بر ناوگان و قلاع نظامى آنان تاختند و به قدرت آنان خاتمه بخشيدند ( 1030 ) . انگليسيها در ايران اما انگليسيها از قماش ديگرى بودند . مانند پرتقاليها سودجو و سختكوش ولى نيرنگ باز و تيز هوش . به طورى كه تا مىتوانستند به سرانگشت تدبير گره از كار فرو بسته بگشايند دست به شمشير و تفنگ نمىبردند . انگليسيها چندين سال گرفتار تهديدات فيليپ دوم پادشاه اسپانيا بودند . سرانجام با شمشير و تدبير