عبد الحسين نوايى
مقدمه 22
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي )
* * * من هرگز نه اين مجموعه را كامل مىدانستم و مىدانم و نه تحقيقات مربوط بمطالب آن را كافى مىبينم . ولى قصدم از انتشار اين اثر ناچيز اين بود كه شايد مورد توجه جوانان محقق و پرشور قرار گيرد و آنان كه مسلما از امثال بنده پرشورترند و مشاغل ادارى و گرفتاريهاى روزانه نيز هنوز آنان را پاى بند نكرده است درين رشته شروع به كار نمايند تا روزى بهمت و پشتكار آنان مجموعهاى كامل و جامع از مكاتيب و اسناد رسمى كشور ما فراهم آيد . زيرا بدبختانه تاكنون به صورت تحقيقى و انتقادى هيچگونه مجموعهاى ازينگونه آثار تاريخى و احيانا ادبى فراهم نيامده است چنان كه گوئى اساسا در كشور ما موضوع تهيه بايگانى ( آرشيو ) و حفظ اسناد رسمى معمول نبوده و نيست كما اينكه اكنون نيز در سازمانهاى رسمى كشور ما هيچگونه بايگانى صحيح و مستند و قابل اطمينانى وجود ندارد و ظاهرا انقلابات و حوادث پياپى كه بر مردم اين كشور گذشته است حال و حوصلهاى جهت ضبط و ثبت اين گونه آثار كه فايدتى آنى و محسوس ندارد باقى نگذاشته . درست است كه مجموعههائى ازين اسناد و مكاتبات موجود است مثل مجموعهء مكاتبات موجود در لنين گراد « 1 » و مكاتبات رشيد و طواط و عتبة الكتبة « 2 » ، مجموعهء منشآت منتجب الدين بديع اتابك الجوينى منشى سلطان سنجر و التوسل الى الترسل « 3 » از بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادى منشى سلطان علاء الدين تكش و الترسل الى التوسل « 4 » از منشآت بدر الدين رومى . ولى در تهيه اين مجموعهها بيشتر نظر بانشاء و طرز نامهنگارى بوده يا جمعآورى منشآت فردى كه قدرت قلم و دقت فكر وحدت ذهن و حسن تحرير او مورد اعجاب معاصرين و اخلاف قرار گرفته است و بعبارت ديگر نظر به « ترسل » بوده است نه جمع اسناد تاريخى . كما اينكه درين مجموعه ، نامههاى دوستانه و خصوصا ( اخوانيات ) با نامهها و فرامين رسمى ( سلطانيات ) اغلب درهم آميخته است و حتى در مجموعههائى كه در قرون بعد بخصوص در دورهء صفويه فراهم آمده هر چند نامههاى مختلف از منشيان ادوار مختلف نقل گرديده اما نه نظم تاريخى در آن رعايت شده نه توضيحى دربارهء نامهها داده شده است ، فى المثل در مجموعهء مكاتبات صفوى كه عبد الحسين نصيزى
--> ( 1 ) - مجموعهاى از منشآت « جمعى از مشاهير دبيران عهد سلاجقه و خوارزمشاهيان و مغول مانند منتجب الدين بديع اتابك و رشيد و طواط و عبد الواسع جبلى و شمس الدين جوينى صاحب ديوان و برادرش عطا ملك » رجوع شود بمقدمهء مرحوم قزوينى بر نسخهء عكسى عتبة الكتبه ( بيست مقاله جلد دوم ) ( 2 ) - مرحوم عباس اقبال آشتيانى در سال 1328 آن را بچاپ رساند . ( 3 ) - مرحوم احمد بهمنيار در سال 1315 آن را بچاپ رساند . ( 4 ) - نسخهء منحصر بفرد كتابخانهء ملى پاريس .