ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
25
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
روزگار منوچهر و قصهء خون خواستن منوچهر از تور و سلم و پهلوانى نريمان مشهورست و در نسخ معتبره مسطور و از زمان نوذر جهانپهلوان ، سام بود و شرح كارهاى سام در سامنامه مذكور السنه و افواه است كه به چه عنوان به ختن رفته و فتح آن سرزمين نموده . « 1 » و بعد از آن قصه ، چون افراسياب ايران شهر را بگرفت و دوازده سال به تصرف او بود ، سام از تصرف او بيرون آورد و تا روزگار زو طهماسب و طهماسب بن زو جهانپهلوان ، سام بود و هرگره كه در كار روزگار افتادى به سرانگشت پهلوانى او گشوده شدى تا بار ديگر افراسياب به ايران مستولى شد و به تصرف درآورد ، مردم ايران نزد دستان سام آمدند و دستان ، رستم را بفرستاد و رستم در آن عصر [ 11 ] چارده ساله بود . كيقباد با ساير كىنژادان در البرز كوه و خواص و خدم درگاه متحصن بود و در آن كوهسار روزگار ميگذرانيد . رستم به خدمت كيقباد رسيده او را بيرون آورد ، فيما بين افراسياب و رستم جنگ شد ، اول قلون ترك به ميدان جنگ آمد ، الواى نام سيستانى كه نيزهدار رستم بود به ميدان رفته بر دست قلون كشته شد ، رستم آزرده و خشمناك به ميدان شتافت به مجرد رسيدن ، قلون را بر سرنيزه كرده بن نيزه را درميان ميدان بر زمين زد . « 2 » هردو صف بدان زور [ و ] شوكت و جلادت او آفرين كردند و جنگ گرم شد . افراسياب كه به جنگ ايرانيان دلير شده بود حمله آورد . رستم كمربند او را گرفته از زين درربود . بند كمرش استوار نبود ، از دست رستم بر زمين افتاد . لشكر توران هجوم نموده افراسياب را بيرون بردند . ديگر در زمان ، كيقباد ارادهء آمدن ايران نكرد و مردم ايران آسودهحال بودند و اهل سيستان نيز بنيروى دولت جوان رستم و تدبير پيرزال در مهد آسايش روزگار ميگذرانيدند و هر آرزو كه در خاطر ايشان خطور نمودى پيش از اراده بحصول موصول بودى مدت صد و بيست سال
--> ( 1 ) - پارهاى از اين مطالب از تاريخ سيستان نقل شده است ( تاريخ سيستان ص 6 و 7 ) . ( 2 ) - در اين جنگ خاقان چين سركردهء سپاه بود و الوا با كاموسى جنگ كرده است و رستم كاموسى را كشته است ( شاهنامه صفحات 956 و 957 ) .