ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
13
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
ملك زياده از حد است و از بسيارى باد آن ريگ جاها را خراب كند و مردم آنجا ريگ را مىبندند كه بجاى خود مىايستد و اگر مردم سيستان ذخاير خود را از گندم و حبوبات پنهان كنند در آنجا تا صد سال ضايع نشود و قماش ابريشم و سقرلاط و صوف در جوف آن ريگ ضايع نشود و آن ريگ چون بر زمين تلخ و شور افتد زمين خوب شود و تخم روياند و آب هيرمند كه بر روى آن ريگ مىگذرد گوارا و خوشگوار مىشود . « 1 » و ديگر آسياى باد و چرخ باد در آن ملك بسيار است كه آرد بسيار حاصل دارد و بعضى محال چرخ بر سر چاه آب داير ساختهاند و به شكل آسياى باد تعبيه كردهاند كه آسيا مىگردد و آب از چاه بيرون مىآيد و زراعت مىنمايند . « 2 » و از اعتدال آن ولايت است كه همه قسم مرغان در كولابهاى آنجا مىباشد از قسم قاز و كلنگ و سابد ؟ ؟ ؟ و اردك و حفار 2 و انواع طيور و جانوران شكارى هست و مدار اكابر آنجا بر سير و شكارست و در روى دريا شكار مرغان كنند و به شكل ناوك چيزى از علف مىبندند كه به زبان سيستان « طوطن » 3 مىگويند به شكل سنبك و بر هركدام دو سه نفر مىنشينند و شكار دريا مىكنند . و اكثر اوقات كه قحطسال شد خورش مردم گوشت مرغان و گوشت شكار است و اقسام ماهى خوب در آن دريا نيز هست و در فصل زمستان مدار تمامى مردم به شكار صحرا و درياست . و كولاب بسيار در آن مملكت هست و درياى بزرگ سيستان بر حدود شمالى سيستانست [ 6 ش ] و آب هيرمند و فراه رود و خشكرود و هروت رود و ارغنداب و ارغنو و ترنگ ، « 3 » اين هفت رودخانه بههم جمع مىشود و دور اين دريا پنجاه فرسخ است و ماهى خوب دارد و هرگاه آب زياده مىشود قريب به پنجاه ديگر بجانب جنوبى تا سرحد زره آب جمع مىشود و در حد مغرب آن دريا سوراخيست مشهور به دهنشير « 4 » جميع اين
--> ( 1 و 2 ) - نقل از تاريخ سيستان با كمى اختلاف ( تاريخ سيستان ص 12 ) . ( 3 ) - رود هيرمند و رخدرود و خاشرود و فراهرود و خشكرود و هروترود ( تاريخ سيستان ص 15 و 16 ) . ( 4 ) - و يكى سوراخ است آن را دهان تير گويند ( تاريخ سيستان ص 16 ) .