ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
14
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
آب آنجا مىرود و در بنفهل 4 كه شهر معظم مكران علياست در موضعى كه مشهور به شهر ورازست 5 سر بيرون مىكند ، گودالى است قريب به سى جريب و در ميانهء حقيقى آن مانند فواره آب مىجوشد و از آنجا نهر بسيار برمىخيزد و به قرا و قصبات مىرود و آب لطيفى دارد و كاتب اين تاريخ به آنجا رسيده . ديگر گوسفند سيستان ، علفى است شور از آن علف مىخورد و گوشت او الذ ديگر گوشتهاست و همهساله بره در سيستان هست و مرغ خوب دارد و انواع فواكه و ميوهها در زمين سيستان خوب مىشود . و ابو المؤيد بلخى « 1 » بشر مقسم در كتاب عجايب بحر و بر آورده كه در سيستان عجايبها بوده كه در هيچ ملك چنان نبوده . از آن جمله چشمهايست در فراه سيستان كه آب او از كوه بيرون مىآيد قريب ده فرسخ در هوا و نزديك شارستان به زمين مىرسد و قريب به چهار فرسخ از او مزروع مىشده اكنون هردو جاى او پيداست . افراسياب مىخواست آن چشمه را از زرع باز دارد ميسر نمىشد تا آنكه دو كودك پيدا شدند و تدبير بستن كردند چون تمام كردند هردو را بكشت . « 2 » و در حوالى مسوكه قريهايست از فراه كوهى است و برفراز او چشمههاست و يكجانب مانند صفهء بزرگ رفيعى است و از سقف او سنبل بسيار آويخته و از بالاى چشمه آب ترشح مىكند و به نسيم مانند شبنم متقاطر مىشود آنجا مزاريست كسى كه به زيارت مىرود اگر بار دارد آب چشمه جوش مىزند و اگر بار نيافت كم مىشود و مشهورست كه آنجا دعا مستجاب مىشود زيرا كه مرقد سيدهايست از آل اطهار و مشهورست كه از آب آن چشمه بيمار شفا مىيابند . « 3 » و عجايب ديگر آنكه بهطرف جنوب شهر كوهى است بجانب شمال آن كوه سوراخى است در جاى بلند كه تير به آنجا نمىرسد و از آن [ 7 ] سوراخ
--> ( 1 ) - ابو المؤيد بلخى صاحب شاهنامهء منثور و كتاب گرشاسبنامه و عجايب البر و البحر . ( 2 ) - نقل از تاريخ سيستان با كمى اختلاف ( تاريخ سيستان ص 14 ) . ( 3 ) - مؤلف اين مطالب را با كمى اختلاف از تاريخ سيستان نقل كرده است ( تاريخ سيستان ص 14 )