ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
4
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
مقدمه در بيان آنكه بانى بلدهء سيستان و بادى آبادى آن مملكت كيست و اسامى اهل فضل و دانش و راويان حديث و اخبار شعراى نامدار و خصوصيات ولايت نيمروز از عجايب و غرايب و ذكر اسامى آن بلده و وجه تسميهء هر اسم و حاصل آن ملك و ذكر نسب ملوك ولايت مذكور . در تاريخ حمد الله مستوفى مسطور است كه روزى سليمان ( ع ) بر تخت پادشاهى نشسته بود و تخت بر بساط نهاده و باد بساط را برداشته ، چون پيكر روح در قالب گيتى مىگردانيد . گذر او به سرزمين سيستان افتاد . در آنوقت آن سرزمين دريابار بود ، هواى آن مملكت موافق مزاج حضرت نبوى افتاد . در باب آبادى آنجا با آصف مشورت فرمود و بالاخره رأى عالى نبوى به آباد نمودن آنجا رغبت نموده ، فرمود كه ديوان ريگ خوارزم را به حركت آورده بدستيارى باد به آن حدود رسانند . ديوان ريگ را كه با باد به آنجا مىرسانيدند در گودال و مغاك آن بحر انباشته ، باندك فرصتى زمين هموارى شد . مقرر فرمود كه از ممالك عالم مردم را به آنجا آوردند . آصف التماس نمود كه مردم را به زجر از اوطان ايشان آوردن مناسب [ 2 ش ] عدالت نيست . اگر قلم عفو بر جرايم اهل زندان بلاد و امصار كشند و به اينجا آورند اولى و انسب مىنمايد . اين رأى موافق مزاج حضرت نبوى افتاده به احضار آن جماعت فرمان داد . عدد محبوسان به چهل هزار كس رسيد ، ايشان را در آنجا جاى دادند و مردم سيستان از اولاد آن جماعتاند . اميد كه چنان كه حضرت نبوى از جرايم آن جمع گذشت ، حضرت كريم خطابخش از جرم ساكنان آن مملكت گذشته ، روز قيامت آن جمع را قرين رحمت كناد . اما اين خبر موافق مورخ تاريخ عجم نيست چه كيخسرو معاصر حضرت سليمان بوده و اهل تاريخ به اين قول متفقاند