ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
5
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
كه پيش از عهد كيخسرو به هزار سال سيستان آباد بوده و تختگاه گرشاسف و نريمان و سام و زال بوده و به قول اكثر اهل تاريخ بانى سيستان گرشاسف است . در زمان فريدون بعد از ظهور [ و ] وقوع خدمات پسنديده ، ايالت سيستان و زابل و كابل و هندوستان به او مفوض گرديد . چون نواحى سيستان از مابقى محال به پاىتخت فريدون كه طبرستانست اقرب بود ، شهرى جهت اقامت خود بنا نهاد كه به محل احتياج به درگاه جهانپناه رفتوآمد مىنموده باشد . و حكايت سليمان را عجم چنين ميگويند كه بلقيس بيمار شد و آصف منهيان به اطراف ممالك فرستاد كه جائى تعيين نمايند كه هواى او در يبوست و طراوت و سردى و گرمى حد اعتدال داشته باشد آن مقام را موافق يافتند و در غربى سيستان كه دريابار بود ، ديوان را حكم كردند كه يك فرسخ در يك فرسخ تختى مدور از سنگ در غايت رفعت ساختند و مدت چهل روز تخت بلقيس در ميان دريا برفراز آن كوه بود . بعد از صحت ، متوجه مستقر سليمانى گرديده و الحال مرقد برادر دانيال پيغمبر در آن كوهست و آن كوه مشهورست به كوه خواجه - غلطان و مطاف جمهور ساكنان سيستانست و اين قول به صحت اقرب است كه بانى سيستان گرشاسف است . و مردم سيستان به حميت و غيرت مشهور و معروفند و تغيير در دين [ 3 ] و ملت خود نمىكنند ، چنانچه منازعهء رستم و گشتاسب بدينعلت « 1 » بود كه گشتاسب از دين يزدانپرستى و شيوهء آباء و اجداد خود تخلف نموده و دين مجوس آشكار كرد و از بيعت داود و سليمان كه با كيخسرو داشتند و كيخسرو معتقد ملت ايشان بود بيزار شد و بزند و وستا اعتقاد نمود و به مهملات زردشت حكيم مغرور گرديد و چون در زمانى كه امام حسن ( ع ) به اشارهء امير المؤمنين على بن ابى طالب با لشكر اسلام و سعد وقاص متوجه بلاد عراق و خراسان شد و مردم سيستان به نامه و پيام امام مفترض الطاعه مسلمان شدند و احكام و مسائل دين و ترتيب طهارت و نماز از منسوبان آن امام عاليمقام فرا -
--> ( 1 ) - در اصل : بر سر ملت .