ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
103
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
قريب بسى سال بود . نشستن ملك قطب الدين به تخت حكومت بتاريخ سنهء اثنى و ثمانين و سبعمايه چنان كه [ 45 ش ] رقمزد كلك عنبرين سلك شد بر مسند دولت متمكن شد و اوق را نيز بگرفت و از پادار رشيدان هركس مانده بود همه را بكشت . چون مدت يكسال از مدت جلوس او بگذشت امير بزرگ تيمور گوركان « 1 » به خراسان آمد و خراسان را فتح كرد و به سيستان كس فرستاد و ملك قطب الدين را پرسش نمود و وعده كرد كه سال ديگر به سيستان مىآئيم و او را به حكومت سيستان به استقلال مىنشانيم و يك كس از اقوام او با خود به عراق مىبريم . اكنون يك نفر از اقوام خود نزد ما بفرست . ملك قطب الدين ايلچى امير بزرگ را تعظيم و تبجيل نموده انعامات كلى نموده بازگردانيد و شاه شاهان را كه از جميع ملكان به مزيد سيرت و صورت ممتاز و خصال پسنديده داشت با تحف و هدايا به خدمت اعلى فرستاد . امير تيمور مقدم شاه شاهان را گرامى داشته ، نوازش بسيار نمود به جانب سيستان مرخص نمود و مقرر كرد كه سال ديگر و آينده به سيستان خواهم آمد . چون شاه شاهان به سيستان رسيد ، امير تيمور نيز ساز رفتن به سيستان نمود ، با لشكرى از حيز شمار افزون به سيستان آمد و در شهور سنهء خمسين و ثمانين و سبعمايه به در شهر نزول نمود . ملك قطب الدين از غايت عجب و پندار بواجبى شرط اطاعت به جاى نياورد . تا كار بمحاصره كشيده ، و در ماه رمضان همين سال سيستان محاصره شد و از طرفين آتش قتال بالا گرفت . مدت يك ماه سخن از دم شمشير و پيام به زبان تير بود . در غرهء شوال از جنگ و جدال كار به حسن مقال كشيد و از طرفين به صلح راضى شدند . امير بزرگ سيد رضى الدين ترمدى به نصيحت ملك بفرستاد و سيد شرط نصيحت بجاى آورد . ملك اقضى القضات قاضى سابق حرب را به اتفاق سيد رضى الدين به خدمت امير فرستاد . چون قاضى از خدمت امير تيمور به قلعه
--> ( 1 ) - در اصل : گوركان تيمور .