ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
84
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
و مواضعى كه به شرقى شهر سيستان واقع است آباد شد كوه دنبلى « 1 » كه در قديم [ آباد ] نبود آبادان شد . تمامى مواضع تهمحن و ملكآباد و از هيرمند بندها بسته آب به شرقى شهر بردند . و همچنين آباد كردند [ 37 ش ] مواضعى كه كفار خراب كرده بودند مثل لنبو و پاىكوشك طاهرى و پشتهء سلطانى و هيونج و مارجويه و از هيرمند جوى بزرگ جدا كردند و در آخر همانسال سلطان مظفر الدين حجاجپناه بملك آورد و او پادشاه كرمان بود و يك سال در سيستان توقف نمود و به راه سند عزيمت هندوستان كرد و لشكر ابقا و امراى هزارجات مثل امير جارد و نقره و طغان « 2 » و چند مير بزرگ از ايشان و هرجا محصول يافتند چرانيده و چهارپايان را بخوردند و خرابى از حد بگذشت ملك معظم به لشكر نيمروز رخصت جنگ داد و چون بلاى مبرم و قضاى آسمانى آهنگ جنگ مقل و هزاره كرد مردم بسيار از آن خاكساران كشته ، اسب و اسلحهء ايشان را گرفته معدودى چند از ايشان را بسته گذاشتند . و هم در اين سال امير بار خلاف عبوديت نموده به طغيان سربرآورده او مكين الدين عمرو محمد منصور و سابق رئيس « 3 » و جماعتى از عساكر ايشان نيز با امير يار متفقشده خروج كردند جمعى از ملوك را بندگى ملك بر سر ايشان فرستاده ايشان را از ولايت سيستان اخراج نمودند به نيه رفته از آنجا به قهستان رفتند و امير بار كه سركردهء اشرار بود در خوسف « 4 » بمرد و بقيه جمعى را از مردم قائين شفيع خود ساخته به خدمت ملك آمدند و ملك از جرائم ايشان بگذشت . آمدن ايلچى احمد سلطان چنگيزى به سيستان احمد سلطان كه نبيرهء چنگيز خان بود در خراسان جلوس نمود « 5 »
--> ( 1 ) - كده بلبلى ( تاريخ سيستان ص 404 ) . ( 2 ) - امير جاردوود نعره و طغان ( تاريخ سيستان ص 405 ) . ( 3 ) - امير باروهومكين الدين عمر بن ابى منصور مهربانى و ملك سابق محمد رئيس ( تاريخ سيستان ص 405 ) . ( 4 ) - در اصل : جرسف و در تاريخ سيستان ص 405 : جوسف . ( 5 ) - در سال ششصد و هشتاد و سه .