ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

85

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

چنانچه اكثر ممالك ايران منقاد فرمان او شد و مسلمان گرديد و رواج دين مبين داد . رسولى با حكم حكومت و نقاره و كرناى طلا و خلعت گرانمايه و چتر و شمشير و كله مرصع [ فرستاد ] و نوازش بسيار نموده منشور [ حكومت ] سيستان و فراه و قلعه كاه و نيه و بست تا كنار آب سند تا حوالى فراه بملك داد . و در آن سال حصار طاق آباد شد و مواضع اندرون و بيرون آن بقعهء عذرا بهتر از قديم و جديد آباد و معمور گرديد و اين مقدمات در سنهء اربع و ثمانين و ستمائه وقوع يافت . و برادر طغان كه از جنگ سيستانيان به هزيمت جان بيرون برده بود و با ملك ترشيز مصاحب بود لشكرى به نيه آورد « 1 » و بزرگان نيه را گرفته به قهستان برد و بندگى ملك ، ملك شمس الدين محمد را [ 38 ] بفرستاد كه ايشان را تعاقب نموده و مردم نيه را از قهستان به نيه آورد و خرابيهاى آن گروه را آباد نمود . و در آخر همان سال ملك شمس الدين محمد به خوسف رفت و خوسف و بيرجند و نهارجانات « 2 » را بگرفت و در آن سال همانجا بماند . و در آن سال كميشو كه از نسل خانان مغل بود به اوق آمده اندك خرابى كرد تا حوالى قلعهء لاش آمد ، لشكر ملك بيرون آمده او را شكست داد [ ه ] به جانب هرات بگريخت . و هم در اين سال اتابك يزد و آن قطب الدين محمد بن علاء الدوله « 3 » بود به سيستان آمد و رعايت كلى از ملك يافته مدت يكسال وقف نموده 39 با يكديگر به جشن و سور مشغول بودند بالاخره ملك او را با تجمل بسيار به خراسان به خدمت امير نوروز « 4 » فرستاد و مهمات او فيصل يافته مقضى المرام به يزد خراميد . سال ديگر امير نوروز « 4 » بواسطهء نفاق ملك فراه كه با او

--> ( 1 ) - آمدن برادر طغان و هوتر شير ملك با لشكر انبوه از مغول به نيه و جنگ كردن در نيه ( تاريخ سيستان ص 406 ) . ( 2 ) - جوسف و بيرجند و باقى شيب طرف قهستان ( تاريخ سيستان ص 406 ) ( 3 ) - اتابك معظم قطب الملت و الدين اتابك علاء الدوله ( تاريخ سيستان ص 406 ) . ( 4 ) - در اصل : گودرز . و اين امير نوروز يكى از امراى بزرگ عهد سلطان غازان خان است و از مغولانى است كه