ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
83
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
فرموده به ضرب منجنيق برج و بارو هموار شده ، قلعه را بگرفتند و در اين وقت امراى مقل قلعه قوقه را محاصره كردند و به ضرب منجنيق برجى انداختند . لشكر ملك به كمك قوقهيان آمده جنگ عظيم واقع شد بر لب فراه رود و از جنگ مقل مردم اوق نجات يافتند و مدتى كنار رود فراه مضرب خيام نصرت فرجام ملك الملوك العجم بود و از آنجا به پاى قلعه برونج رفتند . چون كار بر اهل قلعه تنگ شد به خدمت بندگى ملك آمده عهد نمودند كه ديگر مخالفت نكنند . نواب ملك بجانب شهر رفته به عدالت و رعيتپرورى و عبادت ملك علام قيام نمودند با زمرة بعد اخرى ارسى شاه با مغلان مردم را غافل ساخته ، آمد و تاخت پشت زره نمود و جمعى بكشت و غلهها بسوخت و موشوار به سوراخ قلعهء خود گريخت . ديگربار ملك معظم به او رفت و لشكر نيمروز خرابى بسيار به اوق نموده خرمنها سوخته چرخهاى باد به آتش سوخته زمين را به آب رسانيده ، داد خرابى دادند . ملك ارسى شاه از قلعهء خود به برونج رفت و مردم اوق را از آن قلعه بيرون كرد و تمامى قلعههاى اوق فتح شد و خراب نمودند و جميع اكابر اوق را با خانه كوچ به نيه فرستاد و پسر خود ملك - شمس الدين محمد را به نيه فرستاد كه ضبط آن مردم نمايد . و درين سال برزره آباد شد و جنوب تركك نيز آبادان شد چنانچه جميع شكستها زراعت شد « 1 » جمعى مرفه الحال شدند . و هم درين سال سپهسالار كبير شجاع الدين افتخار را بندگى ملك و بعضى حكومت بلوكات بداد و قاسم بن محمود را بقلعه كاه به نيابت خود بفرستاد و در اين سال محالى كه قبل از اين به دويست سال خراب بودند بدولت بندگى ملكآباد شد و جويها احداث شد . و هم در اين سال دز سفيد كه به قلعهء لاش مشهور است و بهمن بن اسفنديار خراب كرده بود آبادان شد و ديگر [ بار ] معمور شد . ولايت خشكرود
--> ( 1 ) - وجوب برگ شكسته را در زراعت آوردن ( تاريخ سيستان ص 404 ) .