ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
72
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
شنيع روى ارادت از خلف گردانيده عصابهء عصيان بر پيشانى بسته شهرى كه دار الاماره بود بهدست آورده ، خطبه و سكه بنام سلطان محمود غزنوى كردند و شعار دعوت او ظاهر ساختند و شرح اين قضيه به سلطان نوشتند و التماس مقدم سلطان كردند و سلطان حسب الالتماس ايشان به سيستان آمد و مراعات خاطر آن جماعت نمود . خلف در آن عصر در حصار طاق نزول داشت . و آن قلعه هفت بارو داشت كه از شرفات قصور هريك ، سنبلهء فلك را بتوان چيد و زهرهء فلك را بتوان ديد . پيرامن او خندقى بعيد القعر كشيده كه اگر كلنگى بر قعر او زنند از آنسوى كرهء زمين سر بيرون كند . از بلنديش فرق نتوان كرد * آتش ديدبان ز جرم زحل سلطان با لشكر از عدد انجم افزون پيرامن آن حصار فروگرفت و آن خندق را به خسوخاشاك و چوب انباشته ، از اطراف و جوانب پيش آمده ، راه راندن فيل و لشكر وسيع شده ، فيلان را نهيب به دروازه داده ، اصحاب خلف به مقام مدافعه درآمده و فيلى كه معظم اقبال بود به قوت نابباب آن حصار را بركشيده بر فلك انداخت و مردم قلعه به زور تير و ناوك 32 سد آن عفاريت شده از صدمهء سورن پهلوانان و تير ناوك و تخش و منجنيق فيلان را بازگردانيده دو سه روز جنگ به تعويق افتاده سادات عالىدرجات خراسان و علماى اعلام در ميان افتاده به نصايح خلف را به اين [ امر ] راضى ساختند كه به خدمت سلطان رفته عذرخواهى نمايد و سيستان را به منسوبان سلطان سپارد . خلف روز ديگر به خدمت سلطان رفته ، سلطان اعزاز و احترام خلف نموده ، جشن پادشاهانه و صحبت ملوكانه برآراست . و شعرا در اين نوع فتحى اشعار به خدمت گذرانيده ، چند روز در سيستان لواى كامرانى افراشته غنايم و خزاين قلعه را تصرف نموده ، خلف به اختيار خود پيشكشى لايق داده ، او را [ 33 ] سلطان مشمول نظر عاطف فرموده ، به او اموال و اسباب بخشيد و گفت « كبر سن شما را دريافته و فرزندى كه شايستهء مملكتدارى باشد نمانده ، فرزند خلف منم شما متوجه جوزجانان كه بهترين