ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى
71
احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )
و جمعى از سپاهيان نامزد كرد كه به خدمت ركاب سلطان دولت مجاهده دريابند و بين الجانبين مهم به مصالحه قرار يافت و سلطان به هندوستان رفت و چيپال « 1 » و لشكر را بشكست و چيپال « 1 » اسير شد . سلطان پسر او را نزد خود نگاه داشت و او را به خلعت گرانمايه بنواخت و الكاء او را به او داد و منظور نظر عاطف اثر سلطانى آن بود كه چيپال « 1 » در ميان بيسروپايان هند بىاعتبار شود و گردنكشان از مقاتلهء او عبرت گرفته اطاعت اسلام نمايند . چون چيپال « 1 » به مستقر خويش شتافت برهمنان نزد او آمدند كه چون پادشاه بهدست خصم افتد پادشاهى را نشايد . چيپال « 1 » سروريش تراشيده خود را در آتش افكند و بدوزخ داخل شد . گويند در آن جنگ ده هزار كافر بهقتل رسيده بود و سى فيل كشته شده بود ، نه صد و پنجاه هزار زن و طفل بهدست مسلمانان اسير شده بودند . گويند قلادهاى از گردن طفلى بيرون آوردند كه قيمت جواهر او دويست هزار دينار زر سرخ بود و از اين جنس فرايد « 2 » قلايد در گردنكشتگان بسيار يافتند و لشكر اسلام از غنايم قوت گرفت و كفار ضعيف شدند الحمد لله على توفيقه . آتش هيبت او دود برانگيخت ز هند * هند وانرا رخ از آن دود سيه گشت چو قير و اين فتح روز پنجشنبهء بيستم محرم سنه اثنين و تسعين و ثلثمائه اتفاق افتاد . چون خلف بعد از [ 32 ش ] مراجعت سلطان استقلال يافت پسر خود طاهر را بر تخت پادشاهى نشانده ، طاهر بعد از مدت كامرانى با پدر سلوك ناپسنديده مينمود و رعايت ادب نميكرد . خلف از كرده پشيمان شد . پهلو بر بستر نهاد و اظهار بيمارى نمود . طاهر به عيادت او شتافت . خلف جمعى شرير در كمين داشت و طاهر را بگرفت و بزندان ارگ محبوس ساخت . بعد از سه روز خبر فوت طاهر شيوع يافت و مردم از اين امر ناملايم از خدمت خلف ملول و آزرده شده و طاهر بن ربيب « 3 » و ديگر امراى خلف از مشاهدهء اين امر
--> ( 1 ) - در اصل : خيال . ( 2 ) - در اصل : فوايد . ( 3 ) - طاهر زينب ( تاريخ سيستان ص 351 ) در حاشيهء همين صفحه مرحوم بهار نوشته است . « تاريخ يمينى خطى كه نزد نگارنده است ، طاهر بن ربيب نوشته است » .