ملك شاه حسين بن ملك غياث الدين / محمد بن شاه محمود سيستانى

61

احياء الملوك ( تاريخ سيستان تا عصر صفوى ) ( فارسى )

بدست عمرو گرفتار شد و عمرو او را با اصناف هدايا نزد خليفه فرستاد و خليفه معتضد بود و بدان‌سبب معتضد نسبت به عمرو در مقام رأفت و شفقت درآمد و منشور امارت خراسان و ماوراء النهر و فارس و كرمان و سيستان به نام او نوشته ارسال داشت و عمرو از روى استقلال به امارت [ 27 ش ] محال مذكور قيام و اقدام مىنمود و ضمنا چون غبار ملالى از عمرو در خاطر داشت ، به امير اسمعيل در باب منازعهء عمرو منشورى به قلم آورده ، مختفى نزد او فرستاد . امير اسمعيل بمقتضاى اشارهء خليفه عمل نموده ، اسباب منازعه فيما بين مهيا شد و عمرو بدست او گرفتار شده عمرو را با خزينه و اسباب به درگاه خليفه فرستاد و معتضد خليفه عمرو را محبوس گردانيد . عمر او در آن حبس آخر شد . زمان سلطنت او قريب به بيست و سه سال امتداد يافت و او يك چشم داشت و بسيار قهار و قتال و بىباك بود و پيوسته در زر و اموال وزرا و مقربان خود طمع كرده آن طايفه را مؤاخذه مينمود و بدين‌سبب مردم و مقربان از او نفور بودند تا دولت نيز از او نفور شده روى برتافت . در بيان گرفتار شدن عمرو ليث بدستيارى ادبار و انتقال مال او به آل سامان در اين باب دو روايت در كتب اصحاب اخبار سمت ارقام پذيرفته : اول آنكه چون عمرو ليث دانست كه از موقف خلافت ، مهم حكومت ماوراء النهر و فيصل مهام آنجا مفوض به او شده ، محمد بن بشر را كه از جملهء مقربان او بود با لشكر انبوه به آن ولايت فرستاد و محمد بجانب بخارا توجه نمود . و امير اسمعيل سامانى كه در آن اوان بر آن ممالك مستولى شده بود از جيحون گذشته در برابر محمد بن بشر صف قتال بياراست . بعد از جنگ و جدل محمد بن بشر كشته شده ، لشكرش انهزام يافت . عمرو بنفس خود متوجه حرب سامانيه شده ، چون ببلخ رسيد امير اسمعيل سامانى به او پيغام داد كه واهب العطايا ولايتى عظيم و مملكتى جسيم به تو شفقت فرمود و من به اين محقر قناعت نموده‌ام ، بايد كه تو نيز با من مضايقه نكنى و اين طرف آن را به من گذارى .