ابو القاسم پاينده

836

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

. . . مثل القائم في حدود اللَّه والواقع فيها كمثل قوم استهمّوا على سفينة فأصاب بعضهم أعلاها وبعضهم أسفلها فكان الّذين في أسفلها إذا استقوا من الماء مرّوا على من فوقهم فقالوا لو أنا خرقنا في نصينا خرقا ولم نوذ من فوقنا فإن هم تركوهم وما أرادوا هلكوا جميعا وإن أخذوا على أيديهم نجوا جميعا « 1 » حكايت كسى كه در حدود خدا بايستد وآنكه در حدود خدا افتد مانند گروهى است كه بر كشتىاى قرعه زدند وقسمت بالاى كشتى ببعضى افتاد وپائين آن ببعض ديگر افتاد آن‌ها كه در پائين كشتى بودند وقتي آب ميخواستند بر آن كسان كه بالاى سرشان بودند ميگذشتند وبا خود گفتند اگر در قسمت خود سوراخى كنيم وآن‌ها را كه در بالاى سر ما هستند اذيت نكنيم ، اگر بالا سريها آنها را با قصدشان واگذارند همگى هلاك شوند واگر دستشان بگيرند همگى نجات يابند . وهم در اين مثل قصه نفوذ جهال را بر رغم عقلا در زندگى جماعت در عبارتى كوتاه بخوانيد : إنّ رجلا كان فيمن كان قبلكم استضاف قوما فأضافوه ولهم كلبة تنبح فقالت الكلبة لا أنبح ضيف أهلي اللّيلة فبلغ ذلك نبيّا لهم أو قيلا لهم فقال مثل هذه مثل أمّة تكون بعدكم يقهر سفهاؤها حكماءها « 2 » مردى در ميان پيشينيان شما بود كه از قومي ميزبانى خواست وأو را مهمان كردند و

--> ( 1 ) صحيح بخارى ( 2 ) مسند أحمد