ابو القاسم پاينده
837
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
سگى داشتند كه پارس ميكرد ، سگ گفت امشب براي مهمان كسانم پارس نميكنم ( تا سرگردان شود ) واينخبر به پيغمبرشان يا پادشاهشان رسيد وگفت حكايت اين مانند امتيست كه پس از شما خواهد بود كه سفيهانشان بر عقلايشان چيره شوند ، وتمثيل مردم فرومايه كه بطبع خويش از خرمن نيك جز خوشه بد نميبرند چنين ميكند . مثل الّذي يسمع الحكمة ولا يحمل إلّا شرّها كمثل رجل أتى راعيا فقال أجرني شاة من غنمك فقال انطلق فخذ باذن شاة منها فذهب يأخذ باذن كلب الغنم « 3 » حكايت آن كس كه حكمت را بشنود اما جز بدترين آن را فرا نگيرد چون مرديست كه پيش چوپانى آمد وگفت بزى از گله خود بمن اجاره بده گفت برو وگوش بزى را بگير وأو برود وگوش سگ گله را بگيرد .
--> ( 3 ) اعلام المؤمنين