ابو القاسم پاينده

70

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

گرفت كه تجديد خاطره‌هاى شيرين وتعليم مسائل دين وتذكار مفاخر سلف از حديث بود . در آن دوران كه هنوز مهابت رسالت بخاطرها بود صلحاى قوم در نقل حديث احتياط بليغ ميكردند . عبد اللَّه بن مسعود كه از حافظان قرآن بود ، حديث به ندرت ميگفت وچون مىگفت : پيمبر چنين گفت ، اضافه ميكرد يا كمتر از اين يا بيشتر از اين يا نزديك اين يا مثل اين گفت ، « 1 » تا شبههء تحريف گفتار پيمبر از ميان برخيزد . أبو دردا هنگام نقل حديث آغاز سخن بدين گونه ميكرد كه : پيمبر چنين گفت ، يا مثل اين گفت يا شكل اين گفت « 2 » بعضي ياران پيمبر از فرط احتياط از نقل حديث دريغ داشتند . عبد اللَّه بن زبير به پدر خود گفته بود : چرا تو نيز مثل فلان وفلان ، حديث از پيمبر نگوئى ؟ » وزبير جواب داده بود كه من پيوسته بصحبت وى بودم اما شنيدم كه گفت : « هر كه بر من دروغ بندد جهنّمى است « 3 » » سايب بن زيد گويد با سعد بن مالك از مدينه بمكة رفتم ونشنيدم كه از پيمبر حتى يك حديث گويد . شعبى گويد سالى با عبد اللَّه بن عمر رفت وآمد داشتم ونشنيدم چيزى از پيمبر نقل كند . « 4 » انس بن مالك گفته بود اين حديث كه هر كه بر من دروغ بندد جهنّمى است مانع است كه شما را از پيمبر حديث بسيار گويم « 5 » . زيد بن أرقم را گفتند : « براي ما حديث از پيمبر خدا گوى » گفت : « ما پيرشده‌ايم وفراموشى آمده وحديث از پيمبر گفتن مشكل است « 6 » . جابر بن زيد هيچ وقت از پيمبر حديث نميگفت كه بيم داشت ندانسته تحريفى كند « 7 » . عبد الرحمن

--> ( 1 ) ابن ماجة ( 2 ) دارمى ( 3 ) بخارى ( 4 ) ابن ماجة ( 5 ) بخارى ( 6 ) ابن ماجة ( 7 ) دارمى