ابو القاسم پاينده
71
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
بن أبي ليلى گفته بود : « يك صد وبيست تن از ياران رسول را ديدار كردم كه هر يك چون حديثي ميگفت آرزو داشت ديگرى اين حديث گفته باشد . « 1 » أبو بكر نقل حديث را خوش نداشت وپس از وفات پيمبر مردم را فرآهم آورد وگفت : « شما از پيمبر حديثها نقل ميكنيد كه مايهء اختلافتان مىشود واخلاف شما بيشتر اختلاف خواهند كرد » پس ، از رسول خدا چيزى نقل نكنيد وهر كس از شما در بارهء پيمبر چيزى پرسيد گوئيد كتاب خدا ميان ما وشماست . » « 2 » عمر در اين باب بسيار سختگير بود . وقتي به دوران أو حديث فراوشان شد گفت أحاديث نوشته را بيارند ودستور داد همه را بسوزانند ، آنگاه گفت : « چرا شما نيز مانند أهل كتاب بجز كتاب خدا چيزى مينويسيد . » « 3 » وهم أو ابن مسعود وأبو دردا وأبو مسعود انصارى را كه هر سه از صلحاى أصحاب بودند بزندان كرد باين گناه كه حديث از پيمبر بسيار ميگفتند « 4 » . يك بار نيز أبو هريره را به تازيانه زد وگفت : « حديث بسيار ميگوئى ودروغ ميگوئى يا حديث گفتن بگذار يا تو را بسرزمين دوس ( يا سرزمين بوزينگان ) ميفرستم ، » « 5 » سختگيرى عمر در كار حديث بآنجا رسيده بود كه از راويان ، شاهد ميخواست . روزى أبو موسى پيش وى آمد وبه رسم زمان از پشت در سه بار سلام داد واجازه نيافت وبازگشت . » عمر كس بدنبال وى فرستاد كه چرا بازگشتى ؟ گفت : « شنيدم پيمبر گفت : هر كه سه بار سلام كند وجوابش ندهند ، بايد باز گردد . عمر گفت : « يا بر اين سخن شاهدي بيار وگر نه هر
--> ( 1 ) تقريب نووى ( 2 ) تذكرة الحفاظ ذهبي ( 3 ) الطبقات الكبير ( 4 ) تذكرة الحفاظ ( 5 ) شرح نهج البلاغة ابن أبي الحديد