ابو القاسم پاينده

7

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

مايهء ويراني خود مىدانستند به مشورت يك ديگر براي ريختن خونش طرحى ماهرانه ريختند . وى ناچار شد هستى وديار خويش را بگذارد وفرار كند ، اما در همهء اين أحوال چون كوهى استوار وپا بر جا بود وبه تهديد كسان وقعى نمىگذاشت وبه تطميعشان اعتنا نمىكرد واز آزارشان باك نداشت . ضعف وتزلزل واضطراب را نميشناخت . با ايمان وعقيده‌اى ثابت وخلل ناپذير دائما بسوى خدا نگران بود شعله‌اى كه در روحش سوزان بود خاموشى وسردى نمىپذيرفت ومخالفت كسان در آن بىاثر بود . هنگامى كه از شهر خود گريخته از بيم تعصّب دشمنان ، در غارى نهان شده بود ، كافران بجستجويش تا در غار رفتند ومصاحب وى ، وقتي صدايشان را شنيد از وحشت بلرزيد اما أو همچنان خونسرد وبىاعتنا بود ووقتي ترس مصاحب خود را ديد گفت : « غم مخور خدا با ما است » . زماني كه از ديار خود چشم پوشيد ودر مدينه مقيم شد ، كار صورت ديگر گرفت . متنفّذان قريش كه باور نميكردند كار أو چنين بالا بگيرد ، وقتي ديدند نفوذ وى در شهري كه معبر تجارت شام بود استقرار يافت از سرنوشت تجارت وزوال سيادت خود بترسيدند ومبارزهء آن‌ها كه تا آن وقت صورت تهديد وتطميع ومحصور كردن داشت ، بصورت مبارزهء مسلّحانه درآمد ، ولى أو ايمانى تزلزل ناپذير داشت وبه نيروى ايمان وپشتيبانى خدا از هيچ كس باك نداشت . در جنگ بدر كه پيروان أو با نيروئى سه برابر نيروى خود واز لحاظ لوازم جنگى چند برابر روبرو شدند ، همين كه ضعف كسان خود ونيروى مخالفان را بديد نگران شد ، اما متوحّش نشد ، سر به آسمان برداشت وگفت : « خدايا اگر اين گروه هلاك شوند كسى ترا