ابو القاسم پاينده

69

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

واپسين ، آخرين آرزوى خود را عملي كند . افسوس ! كه پس از مرگ وى فتنه‌هاى تاريك نمايان شده قريش ميراث عظيم محمّد ( ص ) را خاص خود ميخواست . أنصار لا أقل يك نيمه ميراث را حق خود ميدانست وأميري جدا طلب مىنمود . علي ( ع ) با اطمينان از اولويت خويش در خانه بجمع قرآن مشغول بود . ولوله در قبايل افتاد ومسلمانان به فوج آمده بهمان سهولت از دين خدا روى بر تافتند وروز دوّم مرگ پيمبر در زير طاقك بنى ساعده به ابتكار عمر ، گوى توفيق در آستين عتيق تيمي مكنّى به أبو بكر بعدا ملقب به صديق افتاد وحيله‌گران قريش كه گوئى مرگ محمّد غافلگيرشان كرده بوده ، به اين راه حل رضا دادند كه پيرى ناتوان نزديك بمرگ از أواسط النّاس قريش چيزى مانند دولت محلّل باشد تا فرصت بيشتر براي دقت وتفكر داشته باشند وتوطئهء بزرگ خويش را كه دوازده سال بعد ، با انتخاب عثمان براه ثمر دادن افتاد وميراث محمّد ( ص ) را بازيچهء خاندان عبد شمس كرد ، كامل كنند . وقتي گل دچار خزان شد ، گلاب عزيز وگران مىشود . مسلمانان كه تا ديروز اين خورشيد نور افشان را در ميان خود داشتند وهر روز وساعت آهنگ گرم أو را مىشنيدند ، با مرگ وى فراغى عظيم در معنويات خود يافتند كه براي پر كردنش به نقل وبحث وتنظيم گفتار پيمبر پرداختند وعلم حديث مايه از آنجا گرفت . حديث بمعنى گفتار است ودر اصطلاح همهء آن گفته‌هاست كه از گفتار يا رفتار پيمبر وفرزندان وى حكايت ميكند . عامه در اين تعريف « أصحاب » را بجاى « فرزندان » نهاده‌اند كه به پندار ايشان ، أصحاب پيمبر همه عادل وراستگو بوده‌اند وگفتار ورفتارشان حاكى از گفتار ورفتار پيمبر است . پس از مرگ پيمبر بحث وروايت وضبط حديث ، رواجى