ابو القاسم پاينده

68

نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )

نهضت نو را كه چون سيل نيرومند از سرشان گذشته بود ، در مجراى آرزوهاى خويش سر دهند وهمهء آن قدرت كه با ظهور اسلام از كف داده بودند در سايهء مسلمانى بچنگ آورند . تاريخ از اين قضايا جز به تلميح سخن نميكند كه چون روغن بسطح حوادث ميلغزد واز توطئه‌ها وائتلاف‌هاى نهان كه چرخ عقربه حوادث است ، چيزى نمىبيند وآنجا كه نص نيست سخن به تخمين نبايد گفت اما اين سخن كه پيمبر فرمود : « اين طايفه قريش أمت مرا نابود خواهد كرد « 1 » » از روايت‌هاى مفصل گوياتر است . معلوم نيست در ضمير محمّد از فتنه‌جوئى قرشيان كه به ميراث عظيم أو چشم طمع داشتند وبىگفتگو آثار اين طمع را در حوادث وقيافه‌ها عيان ميديد چه طوفانها بود كه در آن أيام آخر در آن شب كه بحال تب به بقيع رفت بتلويح آرزوى مرگ كرد وخطاب باهل قبور گفت : « اين حال كه داريد بشما خوش باد » وگوئى حوادث نهان را در آينه عيان ميديد كه افزود : « فتنه‌ها چون پاره‌هاى شب سياه از پى هم ميرسد ، آخر به أول پيوسته وفتنهء آخر از فتنهء أول بدتر است . » « 2 » اين سخن آن كس ميگفت كه در همه عمر نشان ثبات واستقامت وصلابت بود . از حوادث مخوف باك نداشت ومقابله با خطر تفنّن أو بود ! خدايا مگر حق‌شناسىها وزياده‌طلبيها وفرو مايگيهاى ابناي زمان با اين ما فوق انسان چه كرده بود كه به استقبال مرگ ميرفت ! غوغا از بستر مرگ وى آغاز شد . مىخواست نامه‌اى بنويسد يا بنويساند ، تا به تعبير وى : « وثيقهء أمت باشد وبا وجود آن هرگز گمراه نشوند ، گفتند : « ولش كنيد كه ياوه مىگويد » . حقا ياوه‌اى هول انگيز گفتند وخطائى عظيم كردند كه نگذاشتند اين مرد رنج ديده در دم

--> ( 1 ) مسند ابن حنبل ( 2 ) إمتاع الأسماع